تبليغاتX
راز یک نگاه **MSTERY ONE SIGHT** - عشق
 
 

ازدریاپرسیدن عشق چیست گفت:خشکیدن....... ازگل پرسیدن عشق چیست گفت:پرپرشدن...... اززمین پرسیدن عشق چیست گفت:لرزیدن........ ازآسمون پرسیدن عشق چیست گفت:باریدن....... از انسان پرسیدن عشق چیست ناگهان ندایی ازدرونش گفت:جدایی. اگرآدمی زندگی رادوست داشت در آغازتولد نمی گریست. لحظات راطی کردیم تا به خوشبختی رسیدیم,اماوقتی رسیدیم فهمیدیم خوشبختی همان لحظات بود. هرچیزدنیا شنیدنش بزرگترازرسیدن به آن است وهرچیزاز آخرت دیدن ورسیدن به آن بزرگترازشنیدن آن است

 

غنچه از خواب پريد و گلي تازه به دنيا آمد/ خار خنديد و به گل گفت :سلام و جوابي نشنيد/ خار رنجيد ولي هيچ نگفت ساعتي چند گذشت گل چه زيبا شده بود/ دست بي رحمي آمد نزديک گل سراسيمه زوحشت افسرد ليکن آن خار در آن دست خليد وگل از مرگ رهيد/ صبح فردا که رسيد خار با شبنمي از خواب پريد گل صميمانه به خار گفت: سلام

 

عشق يعني « همت » و يک دل خدا توي سينه اشتياق کربلا عشق يعني شوق پروازي بزرگ در هجوم زخم‌هاي بي‌صدا عشق يعني قصة عباس و آب در « طلاييه » غروب آفتاب عشق يعني چشم‌ها غرق سکوت در درون سينه، اما انقلاب عشق يعني آسمان غرق خون در شلمچه گريه‌گريه.... تا جنون عشق يعني در سکوت يک نگاه نغمة انا اليه راجعون عشق يعني در فنا نابود شدن در ميان تشنگان ساقي شدن عشق يعني در ره دهلاويه غرق اشک چشم، مشتاقي شدن عشق يعني حرمت يک استخوان يادگار از قامت يک

 

تو زندگي افرادي هستند که مثل قطار شهر بازي ميمونن, از بودن با اونا لذت ميبري ولي باهاشون به جايي نميرسي

 

چه ساده با گریستن خویش زاده میشویم و چه ساده با گریستن دیگران از دنیا میرویم و در میان این دو سادگی معنایی میسازیم به نام زندگی

 

ماندام در کوچه هاي بي کسي سنگ قبرم را نمي سازد کسي مردمو خاکسترم را باد برد تنها يارم مرا از ياد برد

 

آدما از جنس برگند . گاهي سبزند ، گاهي پائيزن و زردند . زمستون ديده نميشن . تابستون سايبون سبزند. آدما خيلي قشنگن . حيف كه هر لحظه يه رنگند

 

  نوشته شده در  86/11/11ساعت 8:25 AM  توسط مينا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM