با توجه به اینکه من مدتی در برگزاری کارگاههای مهارت های زندگی و آموزش پیش از ازدواج فعالیت می کنم قصد دارم مطالبی را در این جهت در وبلاگ خودم جهت آگاهی شما دوستان عزیز قرار بدم امیدوارم که مفید باشد.
مهارت اول
خودشناسی یا خود آگاهی
|
خودآگاهي توانايي شناخت و آگاهي از خصوصيات ، نقاط ضعف و قدرت ، خواسته ها ، ترس و انزجار است. رشد خودآگاهي به فرد کمک ميکند تا دريابد تحت استرس هست يا نه ؛ و اين معمولا پيش شرط ضروري روابط اجتماعي بين فردي و همدلانه است. تعريف ديگري از خودآگاهي اين است که شخص چه برداشتي از خود داشته و بر اساس اين برداشت چه احساسي پيدا ........ |
ممکن است اين ذهنيت پيش آيد
|
|
اميرالمومنين(ع)
از گفتار باارزش و گرانمايه اميرالمومنين است كه:
- هر گفتاري كه ياد خدا در آن نباشد، لغو است و هر سكوت بدون فكر، اشتباه است و هر نظر بدون اعتبار زشت است و بيمعني.
- كسي كه از نفس خود پيروي كند و آن را آزاد بسازد مانند كسي است كه خود را فروخته و دربند نموده.
ازدریاپرسیدن عشق چیست گفت:خشکیدن....... ازگل پرسیدن عشق چیست گفت:پرپرشدن...... اززمین پرسیدن عشق چیست گفت:لرزیدن........ ازآسمون پرسیدن عشق چیست گفت:باریدن....... از انسان پرسیدن عشق چیست ناگهان ندایی ازدرونش گفت:جدایی. اگرآدمی زندگی رادوست داشت در آغازتولد نمی گریست. لحظات راطی کردیم تا به خوشبختی رسیدیم,اماوقتی رسیدیم فهمیدیم .......................
در حال حاضر بیش از 6 میلیون اختراع وجود دارد که توماس ادیسون با 1093 اختراع رکورد دار این زمینه است.
- نور می تواند دور کره زمین (خط استوا) را 7.5 بار در 1 ثانیه طی کند.
- الكترون معنای یونانی كهربا است. كهربا ماده ای.............





از سر دلتنگی
|
ترکه توي خيابون زل زده بوده به يه دختره، يه پيرمردي بهش ميگه: مگه تو خودت خواهر و مادر نداري؟ ترکه ميگه: چرا، ولي به اين خوشگلي نيستند با بال شکــسته پر گشــودن هنــر است ***** این را هـمه ی پرندگـان مـی دانند به سر دروازه هستي نوشتيم *** غم بي همزباني كشت ما را بلای عشق تو در من چنان اثركردست ... كه پندعالم و عابد نمیكند اثرم قيامتم كه به ديوان حشر پيش آرند ... ميان آن همه مخلوق برتومینگرم جديدترين جمله هاي عاشقانه: تو رو از کارت سِوختم هم بيشتر دوست دارم! حاضرم ليتر ليتر بنزِينم رو به پات بريزم از خروسه مي رسن چرا مي لرزي ؟ مي گه از مرغه منجمد شده لب گرفتم فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام آن وابستگي دلتنگيست اي کاش براي آخرين بار دستان تو را در دستم لمس مي کردم اي کاش يک بار ديگر در چشمان همچون دريايت نگاه مي کردم اي کاش براي آخرين بار حس تو را در مورد خود مي دانستم اي کاش براي اولين بار سر روي شانه هاي پر مهرت مي گذشتم اي کاش در کنارم مي ماندي و مرا تنها نمي گذاشتي و اي کاش همان گونه که من تو را دوست داشتم تو هم مرا دوست داشتي تحقيقات نشون داده اصفهانيها فقط در 22 روز سال رشد مي کنند: دهه اول محرم + 12روز اول عيد هميشه فكركن تو يه دنياي شيشه اي زندگي ميكني پس سعي كن به طرف هيچكس سنگ پرتاب نكني چون اولين چيزي كه ميشكنه دنياي خودته دل به تو دادم تو به من قلوه دادی! نه! به من ساندویچ دلمه دادی! دل به تو دادم که برام ناز کنی نه بری برای من جیگرکی باز کنی به یارو مي گن، عشاير ذخاير انقلاب هستن يعني چي؟ مي گه: فکر کنم يعني نفت که تموم بشه ميخوان ما رو صادر کنن دانشمند ترک يک چراغ قوه ساخته که با نور خورشبد کار مي کند مرگ از زندگي پرسيد چرا من تلخم و تو شيريني؟ زندگي در جواب گفت : چون من دروغم و تو حقيقت ترکه يه آينه رو زمين پيدا ميکنه. برش ميداره عکسش مي افته توش ميگه " ببخشيد نميدونستم مال شماست دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر می شود بوش اعلام كرده بدون شك سه نقطه از قم هدف اصلي موشك هاي ما خواهد بود, لره مي گه چرت مي گه قم 2 تا نقطه بيشتر نداره ,ترگه گفت هر جفتشون زر مي زنن گم كه اصلا نقطه نداره شمعدانی به دم مرگ به پروانه چه گفت گفت : ای عاشق دیوانه فراموش شوی سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد گفت : طولی نکشد تو نیز خاموش شوی |


زليخا برگرد 









خداوندا
عذر ميخواهم از این که بخود اجازه میدهم که با تو راز و نياز کنم
عذر میخواهم که ادعا های زياد دارم در مقابل تو اظهار وجود ميکنم
در حالی که خوب ميدانم وجود من زائيده ی اراده من نيست و بدون خواسته ی تو هيچ و پوچم ,
عجیب آنکه
از خود ميگويم
منم ميزنم
خواهش دارم و آرزو ميکنم
خدايا...
تو تار و پود وجود مرا با غم و درد سرشتی
تو مرا به آتش عشق سوختی
تو مرا در توفان حوادث پرداختی , در کوره ی غم و درد گداختی
تو مرا در دریای مصيبت و بلا غرق کردی
و در کوير فقر و هرمان و تنهائی سوزاندی.
خدايا ...
تو به من
پوچيه لذات زود گذر را نمودی
ناپایداری روزگار را نشان دادی
لذت مبارزه را چشاندی
ارزش شهادت را آموختی
خدايا
تو را شکر ميکنم
که از پوچی ها و ناپايداريها و خوشيها و قيد و بندها آزادم نمودی
و مرا در توفانهای خطرناک حوادث رها کردی و در غوغای حيات در مبارزه ی با ظلم و کفر غرقم نمودی و مفهوم واقعی حيات را به من فهماندی.
فهميدم : سعادت حيات در خوشی و آرامش و آسايش نيست
بلکه در درد و رنج و مصيبت و مبارزه با کفر و ظلم
و بلاخره شهادت است
خدايا تو را شکر ميکنم که اشک را آفريدی که عصاره حيات انسان است
آنگاه که در آتش عشق ميسوزم
يا در شدت درد ميگدازم
یا در شوق زيبائی و ذوق عرفانی آب ميشوم و سراپای وجودم
روح ميشود
لطف ميشود
عشق ميشود
سوز ميشود
و عصاره ی وجودم بصورت اشک آب میشود
و بعنوان زیبا ترين محصول حيات که وجهی به عشق و ذوق دارد و وجهی دیگر به غم و درد در دامان وجود فرو ميچکد.
اگر خدای بزرگ از من سندی بطلبد , قلبم را ارائه خواهم داد و
اگر محصول عمرم را بطلبد,اشک را تقديم خواهم کرد
خدايا
تو مرا اشک کردی که همچون باران بر نمک زاره انسان ببارم
تو مرا فرياد کردی که همچون رعد در ميان توفان حواث بغرم
تو مرا عشق کردی تا در قلبهای عشاق بسوزم
تو مرا برق کردی که تا آسمان ظلمت زده بتازم و سياهی اين شب ظلمانی را بدرم
تو مرا زهد کردی که هنگام درد و غم و شکست و فشار ناراحتی وجود داشته باشم
و هنگام پیروزیو جشن و تقسيمه غناعم دامنه خود بر گيرم و در کوير تنهائی با خدای خود بمانم.
خدايا تو را شکر ميکنم
که غم را آفريدی و بندگان مخلص خود را به آتش آن گداختی و مرا از این نعمت بزرگ توانگر کردی.
خدايا تو را شکر ميکنم
که به من درد دادی و نعمت درک درد عطا فرمودی
تو را شکر ميکنم
که جانم را به آتش غم سوزاندی و قلب مجروهم را برای هميشه داغ دار کردی دلم را سوختی و شکستی تا فقط جايگاه تو باشد
| اگه بگی دوستم نداری !!! | |
|
اگه بگی دوستم نداری جوجه می شم میرم تو باغچه و اونقدر جیک جیک میکنم تا پیشی بیاد منو بخوره
|
| اگه بگی دوستم نداری !!! | |
|
اگه بگی دوستم نداری جوجه می شم میرم تو باغچه و اونقدر جیک جیک میکنم تا پیشی بیاد منو بخوره
|
| اگه بگی دوستم نداری !!! | |
|
اگه بگی دوستم نداری جوجه می شم میرم تو باغچه و اونقدر جیک جیک میکنم تا پیشی بیاد منو بخوره
|
آموخته ام که نگویم ای کاش آن کار را طور دیگری انجام داده بودم بلکه بگویم بار دیگر آن کار را طور دیگری انجام خواهم داد.
آموخته ام که باید بر زمان مسلط باشم نه به زیر فرمان آن .
آموخته ام هر سفر دور و درازی با بر داشتن تنها یک گام آغاز می شود.
آموخته ام خطاهای دیگران را مانند خطاهای خیش تحمل کنم.
آموخته ام که مرد بزرگ به خود سخت میگیرد و مرد کوچک به دیگران.
آموخته ام که دانش خود را به دیگران آموزش دهم و دانش دیگران را بیا موزم بنابراین علم خود را انفاق کرده ام و آنچه را نمی دانم آموخته ام.
آموخته ام بیش از آنکه مرا بفهمند دیگران را درک کنم.
آموخته ام بیش از آنکه دوستم بدارند دوست بدارم.
آموخته ام که همیشه فردی خوشبین باقی بمانم چراکه زندگی و موهبتهای آن را دوست دارم.
آموخته ام اگر از هر چیزی بهترینش را ندارم ولی از هر چیز که دارم بهترین استفاده را کنم.
آموخته ام لبخند ارزان ترین راهی است که می توان با آن نگاه را وسعت بخشید.
آموخته ام آن چرا امروز در دست دارم ممکن است آرزوی فرداهایم باشد.
آموخته ام که زندگی مثل یک نقاشی است با این تفاوت که در آن از پاک کن خبری نیست.
آموخته ام که هیچ روزی از امروز با ارزش تر نیست.
آموخته ام زیاده گویی شاید مقدمه ناشنوائی باشد .

کار ما نيست شناسايي گل سرخ
کار ما شايد اين است
که در افسوس گل سرخ شناور باشيم
سهم من از گل سرخ يک نگاه گيراست
به گل سرخ نگاه کنيد
راستش را بگوييد عاشقش نشديد
اگر نگاه ما بر گل سرخ اسماني باشد
عطرش که بر مشام ما ميرسد
عطر تمام احساس عاشقان است
سهم تو از گل سرخ اين است
گل سرخ وقتي که مرد و خشکيد
ان را رها ميکني يا در ابش مياندازي
سهم ما از گل سرخ يک زيبايي محض است
زيبايي که حسش بردلها تا ابد مي ماند

می خواستم
از تو
ای عشق ِ دور دست !
چکامه ای بسرایم
دیدم که
از موج واره ی چشما نــَت
توفنده می شود
دریای بیکرانه ی این دل ،
وین زخم ِ کهنه ی دلتنگــــی
ســـــر ، باز می کند
...
آوَخ ، چه غمگنانه و دلگیر است
امسال
حال و هوای ِ سوز ِ زمستان
...
اینک که من
در حسرت ِ زلالی ِ بارانم
این قطره های تیره و سنگین
تنها
گرد و غبار را
از آسمان ، می بارند
آری ، مجال ِ سرودن نیست
اینک ، دوات ِ حوصله خالی ست .
.......................
آتش
باراني ام , باراني ام , باراني از آتش
يك روح بي پروا و سرگرداني از آتش
.
اين كوچه ها , ديوارها , اصلاً تمام شهر
سوزان و من محبوس در زنداني از آتش
.
اهل غزل بودم ، خدا يكجا جوابم كرد
با واژه اي ممنوع ، با انساني از آتش
.
بي شك سرم از توي لاكم در نمي آمد
بر پا نمي كردي اگر طو فاني از آتش
.
تا آمدي ، آتشفشاني سالها خاموش
بغضش شكست و بعد شد طغياني از آتش
.
كاري كه از دست شما هم بر نمي آمد
من بودم و در پيش رويم خواني ازآتش
.
اين روزها محكوم ِ اعدامم به جرم عشق
در انتظارم بشنوم ، فرماني از آتش
روز تولد من
من اومدم به دنیا که عاشق تو باشم
خدا کنه بتونم که لایق تو باش.....
يه ساله ديگه گذشت و تو نيومدی کنارم... ولی هنوز عاشقت هستم...
اين دل عاشق من عاشقته هنوزم
نميدوني عزيزم چي آوردي بروزم
عاشقتم هنوزم.....
عاشقتم هنوزم....
عاشقتم هنوزم...


دوباره باز خواهم گشت...
نمی دانم چه هنگام٬از کدامین راه...
ولی یکبار دیگر باز خواهم گشت...
و چشمان تو را با نور خواهم شست...
به دیوار حریم عشق یکبار دگر٬من تکیه خواهم کرد...
رسوم عشق ورزی را دوباره زنده خواهم کرد...
به نام عشق و زیبایی٬دوباره خطبه خواهم خواند...

رفتي و خاطره هاي تو نشسته تو خيالم
بي تو من اسير دست ارزوهاي محالم
ياد من نبودي اما من به ياد تو شكستم
غير تو كه دوري از من دل به هيچ كسي نبستم
هم ترانه ياد من باش بي بهانه ياد من باش
وقت بيداري مهتاب عاشقانه ياد من باش
اگه باشي با نگاهت ميشه از حادثه رد شد
ميشه تو اتيش عشقت گر گرفتن و بلد شد
اگه دوري اگه نيستي نفس فرياد من باش
تا ابد تا ته دنيا تا هميشه ياد من باش

کاش در دهکده عشق فراواني بود توي بازار صداقت کمي ارزاني بود کاش اگر گاه کمي لطف به هم مي کرديم مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود
عشق آن چيزي است که در اوج خستگي لبخند را به لبانت مي آورد. زيبايي عشق را به وجود نمي آورد ،بلکه عشق است که زيبايي را به وجود مي آورد.
بيا اي ناجي قلبم بي تو قلب من شکسته اين همون دل شکسته است که به انتظار نشسته اي تو تنها خوب دنيا بي تو من تنها ترينم با تو مثل يک ستاره بي تو من خاک زمينم عاشقم،عاشقترينم بگو که اينو ميدونم حالا که از عشقت ديوونم بگو که با تو مي مونم اي تو تنها خوب دنيا بي تو من تنها ترينم با تو مثل يک ستاره بي تو من خاک زمينم مي خوام از دست تو گهواره بسازم سر بزارم روي دستات به سعادتم بنازم مي خوام اون چشماي دريايي رو آيينه کنم با نگاهت توي چشمام دردمو تازه کنم تو که نيستي دنيا تاريکه براي دل خسته ام بي تو من تنهاي تنهام دل به خلوت تو ب?
هرگر زشراب ناب غاقل نشويد ديوانگي عالميست عاقل نشويد کي شاخه گل شدن بود حاصلتان برصفحه چرخ عرش اگر گل نشويد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ درکاسه ماه نو مي زرد بريز انديشه مکن از عم و بي درد بريز بشکن زره گناه و در اوج حضيض در جام دعاي دل مي سرد بريز
دلم خيلي برات تنگ شده به اين خدااااااااااااااااااااااااااا
همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد
عشق یعنی چه
اگه تو يکی رو خيلی دوست داری ، دليل نميشه که اون هم تو رو همون قدر دوست داشته باشه .....
فقط بايد اميدوار باشی که دونه های محبتت آروم آروم تو دلش ريشه کنه ..... و اگه تو دل اون ريشه نکرد خوشحال باش که تو دل تو ريشه کرده ...
و بدون اينقدر خوشبخت هستی که هميشه چيزی برای بخشيدن داشته باشی
*******************************************************
عشق يعنی احمقانه ترين اعتياد دوست داشتنی دنيا که هزار بار ترکش می کنی و باز می ری سراغش!عشق يعنی خر شدن!يعني لبه ی تيغ...يعنی مقدس ترين و گناه آلوده ترين حس آدمی
عشق يعنی ....رنگ سرخ روی گونه ها.....عشق يعنی لرزيدن دل.....عشق يعنی....بت پرستی.. عشق يعنی...انتظار.....عشق يعنی....شکست.....عشق يعنی....وفا.....عشق يعنی...شرم و حيا عشق يعنی...لبخند .
.
با یادتو ُبا نام تو می نویسم ای عشق
![]()
به یاد اون نگاه اول به یاد اون لبخنداول
![]()
به یاد تمام لحظه های زیبای اول آشناییمون
![]()
به یاد اون تپش قلبهاییکه با دیدن همدیگه به سراغمون می اومد
![]()
به یاد اون دست پاچگیها
![]()
به یاد اون منمن کردنامون
![]()
می نویسم اما با خون دل یاد می کنم از اون لحظات خوش از دست رفته
![]()
![]()
![]()
![]()
همیشه در قلب من باقی می مونی ای عشق
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()



|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|