تبليغاتX
راز یک نگاه **MSTERY ONE SIGHT**
 
 
سلام و خسته نباشید خدمت تمام دوستان

با توجه به اینکه من مدتی در برگزاری کارگاههای مهارت های زندگی و آموزش پیش از ازدواج فعالیت می کنم قصد دارم مطالبی را در این جهت در وبلاگ خودم جهت آگاهی شما دوستان عزیز قرار بدم امیدوارم که مفید باشد.

مهارت اول

خودشناسی یا خود آگاهی

خودآگاهي توانايي شناخت و آگاهي از خصوصيات ، نقاط ضعف­ و قدرت ، خواسته ها ، ترس و انزجار است.

رشد خودآگاهي به فرد کمک مي‌کند تا دريابد تحت استرس هست يا نه ؛ و اين معمولا پيش شرط ضروري روابط اجتماعي بين فردي و همدلانه است.

تعريف ديگري از خودآگاهي اين است که شخص چه برداشتي از خود داشته و بر اساس اين برداشت چه احساسي پيدا ........

ممکن است اين ذهنيت پيش آيد

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  87/02/18ساعت 11:41 AM  توسط مينا  | 
هر که هستید و هر کجا زندگی می‌کنید، آرامش را به زندگی خویش دعوت کنید و آن را در ذهن خود جایگزین سازید. اگر کلام و رفتار شما قرین آرامش باشد بدون شک این ویژگی به دنیای اطراف شما نیز سرایت خواهد کرد. بخاطر داشته باشید، برای رسیدن به این وضعیت ، لازم است برخی قابلیتهای ویژه را در خود پرورش دهید و شرایط خاصی را در زندگی خویش ایحاد نمایید. رعایت نکات زیر مقدماتی است که به شما کمک می‌کند و در این مسیر گام بردارید.

راههای رسیدن به آرامش
یاد بگیرید که گاه

ادامه مطلب
  نوشته شده در  87/02/17ساعت 10:13 AM  توسط مينا  | 

 

انتظار

شد بهار و دل من اسير شهر طوفاني انتظار است.

حرف قلب من اين بوده و هست .........


ادامه مطلب
  نوشته شده در  87/01/05ساعت 3:47 PM  توسط مينا  | 

تجربه‌های رایج و مشترک در عشق

ز.روبین یکی از نخستین روان شناسانی که به بررسی عشق پرداخته‌اند، از 200 دانشجو خواست با پاسخ دادن به جملات یک پرسشنامه گسترده تجربه خود را توصیف کنند. او دریات که تجربه عشق ظاهرا در بردارنده چهار ویژگی اصلی است.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/12/25ساعت 12:0 PM  توسط مينا  | 

 

اميرالمومنين(ع)


از گفتار باارزش و گرانمايه اميرالمومنين است كه:
- هر گفتاري كه ياد خدا در آن نباشد، لغو است و هر سكوت بدون فكر، اشتباه است و هر نظر بدون اعتبار زشت است و بي‌معني.

- كسي كه از نفس خود پيروي كند و آن را آزاد بسازد مانند كسي است كه خود را فروخته و دربند نموده.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/12/12ساعت 10:40 AM  توسط مينا  | 

 

ازدریاپرسیدن عشق چیست گفت:خشکیدن....... ازگل پرسیدن عشق چیست گفت:پرپرشدن...... اززمین پرسیدن عشق چیست گفت:لرزیدن........ ازآسمون پرسیدن عشق چیست گفت:باریدن....... از انسان پرسیدن عشق چیست ناگهان ندایی ازدرونش گفت:جدایی. اگرآدمی زندگی رادوست داشت در آغازتولد نمی گریست. لحظات راطی کردیم تا به خوشبختی رسیدیم,اماوقتی رسیدیم فهمیدیم ....................... 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/11/11ساعت 8:25 AM  توسط مينا  | 

 

عشق
 
 
باز هم امدي تو بر سر راهم
 
اي عشق ميكني دوباره گمراهم
 
دردا من جواني را به سر كردم
 

ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/11/09ساعت 10:22 AM  توسط مينا  | 

 

در حال حاضر بیش از 6 میلیون اختراع وجود دارد که توماس ادیسون با 1093 اختراع رکورد دار این زمینه است.

- نور می تواند دور کره زمین (خط استوا) را 7.5 بار در 1 ثانیه طی کند.

- الكترون معنای یونانی كهربا است. كهربا ماده ای.............


ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/11/01ساعت 9:33 AM  توسط مينا  | 

 

 
        الو سلام منزل خداست؟
 
 آ اين منم مزاحمي كه آشناست هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يك صداست .شما كه گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما كه مي رسد حساب بنده هايتان جداست؟ الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد. خرابي از دل من است يا كه عيب سيم هاست؟ چرا صدايتان نمي رسد كمي بلند تر، صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه مي دهي برايت درد دل كنم شنيده ام كه گريه بر تمام دردها شفاست دل مرا بخوان به سوي خود تا كه سبك شوم...
وداع طوفان مي آفريند... اگر فرياد رعد را در
  نوشته شده در  86/11/01ساعت 9:29 AM  توسط مينا  | 

 

مجله روانشناسی
استرس و وضعيت بد نگهداشتن سرعامل بروز سردردها
محققان معتقدند استرس بيش از حد و بد نگهداشتن سر از دليل بروز سردردهاي طولاني مدت است .

به گزارش سلامت نيوزبه نقل از خبرگزاري آلمان به  گفته نورولوژيست هاي آلمان در کنار ساير فاکتورها و عوامل وضعيت قرار گرفتن عضلات گردن و ناحيه شانه و سر در  بروز سردردهاي طولاني نقش مهمي را ايفا مي کند.
بنابراين گزارش علامت اين نوع سردرد .............
 

ادامه مطلب
  نوشته شده در  86/11/01ساعت 9:27 AM  توسط مينا  | 

 

 
 
الهي که شفا پيدا کني تو
واسه دردات دوا پيدا کني تو
تو اين دنيا که بي وفاي رسمه
رفيق باوفا پيدا کني تو
مرا تموم دنيا رو بگردي
عمرا تموم دنيا رو بگردي
مثل من عاشقي پيدا کني تو
نرو افسانه من ناتمومه
بدون اگه بري کارم تمومه
بهت گفتم بيا دنياي من باش
کنارت حتي مردن ارزومه
شنيدم تو دلت انگار ميگفتي
که عاشقي کجاست وفا کدومه
ميخوام به سردي سبام بخندم
وقتي مي بينمت با ديگروني
تو اوج گريه هام ميخوام بخندم
ميخوام داد بزنم تنهاي تنهام
ميخوام وقتي ميگم تنهام بخندم
منم تو شهر غم زندوني تو
غم وغصه ي دل ارزوني تو
نگو دوست دارم به يه غريبه
ميشه اون مثه من زندوني تو
 
*******
 
دختر به سوز و برف که عادت نکرده است
کبریت می فروخت حماقت نکرده است
سرما حریف قدرت یک لقمه نان نشد
بابا نو ئل دوباره رفاقت نکرده است
تانگو  برقص  زیر  نگاه  فرشته ها
فردا کریسمس است جنایت نکرده است
توی تنش ولو شده حس کشیش پیر
فرقی نمی کند که عبادت نکرده است
زانو  بغل  گرفت  کنار  پیاده رو
بغضش گرفته چون که خیانت نکرده است
تا مستحق این همه نفرین شود ولی
شاید به ظلم عرض ارادت نکرده است
کبریت های نم زده رسم جهان ماست
شومینه ای به شمع حسادت نکرده است
مردن چقدر ساده به او دست می دهد
محکوم می شود که رقابت نکرده است
دارم سیاه می نویسم از این روزگار تلخ
حتی جنازه اش به شب عادت نکرده است
  نوشته شده در  86/11/01ساعت 9:23 AM  توسط مينا  | 

 

 
چه زمانی متوجه حضور کسی در قلب خود میشوید؟ عشق در کیمیای ذهنتان باعث چه رویدادی میگردد؟ و آیا عاشق شدن صرفاً طریقه ای طبیعی برای حفظ بقای نوع بشر است؟
ما نام عشق را بر آن می نهیم. عشق به مانند روشنای آفتاب حس میگردد. اما روح بخش ترین احساسات انسانها شاید همین راه حل زیبای طبیعت برای بقای نسل آدمیان و تولید مثل آنها باشد.
مغر توسط مجموعه ای از مواد شیمیایی اثر بخش، ما را در دام عشق گرفتار می آورد. تـصور بر این است که در حال گزینش شریکی برای خود هستیم، در حالی که ممکن است طعمه ای دلباخته برای دام دوست داشتنی طبیعت بیش نباشیم.
آنگونه که شما تصور میکنید نیست...
روان پژوهان نشان داده اند در حدود 90 ثانیه تا 4 دقیقه زمان لازم است تا شما درباره عشق کسی تصمیم گیری نمایید.
 
تحقیقات گویای این مطلب میباشند:
  • %55 از طریق زبان جسمانی علاقه پدید می آید
  • %38 از طریق لحن صدا و سرعت سخن گفتن
  • فقط %8 از طریق گفتگو عاشق میشوند
3 مرحله عشق
روانشناسان برای عشق سه مرحله پیشنهاد نموده اند: شهوت، مجذوبیت و تعلق. هر کدام از این مراحل بدلیل وجود هورمونها و مواد شیمیایی خاصی ایجاد میشوند.
مرحله 1: شهوت
این اولین مرحله عشق بوده و در هر دو جنس زن و مرد بدلیل وجود هورمونهای جنسی استروژن و تستسترون پدید می آید.
مرحله 2: مجذوبیت
زمانی شگفت انگیز، هنگامیکه به عشقی حقیقی مبتلا شده اید و بسختی میتوانید به دیگران فکر کنید. دانشمندان بر این باورند که سه انتقال دهنده عصبی اصلی در این مرحله دخیل میباشند: آدرنالین، دوپامین و سروتونین
آدرنالین
مراحل ابتدایی علاقمندی به یک فرد باعث فعال شدن واکنشهای استرس زا و افزایش سطح آدرنالین و کرتیزول در خون می گردد. این فرآیند تاثیر فریبنده ای در فرد ایجاد میکند: وقتی او را برای اولین بار می بینید بدنتان عرق می کند، قلبتان سریعتر میتپد و دهانتان خشک میگردد.
دوپامین
یک زوج تازه ازدواج کرده تحت معاینه مغزی قرار گرفتند و مشخص گردید که میزان سطح دوپامین که نوعی انتقال دهنده عصبی بشمار میرود در آنها بالا است. این هورمون از طریق رهاسازی حس شدیدی از لذت، باعث تحریک 'میل و رغبت' در شخص میگردد. این دقیقاً همان تاثیری است که بعد از مصرف کوکائین در مغز بوجود می آید!
نتایج آزمایشات دال بر وجود مقدار قابل توجهی از دوپامین در اغلب زوجین میباشد: افزایش انرژی، کاهش نیاز به خواب و غذا، حواس متمرکز و لذتی مطبوع در کوچکترین جزئیات رابطه.
سروتونین
و در انتها سروتونین، یکی از مهمترین هورمونها، که باعث میگردد بسیار زیاد به معشوقتان فکر کنید.
آیا عشق شیوه تفکرتان را تغییر می دهد؟
در یک بررسی علمی مشخص شد که در مراحل اولیه ایجاد عشق ( مرحله مجذوبیت ) نحوه فکر کردن دچار دگرگونی شگرفی می شود. از بیست زوج جوان که ابراز علاقه بسیار شدیدی نسبت به هم می نمودند، دعوت بعمل آمد تا مشخص گردد که آیا مکانیزم تفکر دائمی به معشوق در مغز با مکانیزمی که باعث بروز اختلال وسواس فکری-عملی میشود ارتباطی دارد یا خیر.
با تحلیل نمونه های خونی گرفته شده معلوم گردید که میزان هورمون سروتونین در زوجهای جوان با سطوح پایین این هورمون در بیماران وسواس فکری-عملی برابری میکند.
عشق نیاز به ناپیدایی دارد
افرادی که بتازگی عاشق هم شده اند صورتی خیالی، شاعرانه و ایده آل به شریک زندگیشان می بخشند، محاسنشان را بزرگ نمایی نموده و عیوبشان را می پوشانند.
 
همچنین زوجهای جوان، خودِ رابطه را نیز متعالی جلوه می دهند و تصور میکنند که رابطه شان از هر زوج دیگری صمیمی تر و زیباتر است. روانشناسان معتقدند که ما به چنین نگرش خالصانه ای نیازمندیم. این نگرش باعث میگردد، تا زمان وارد شدن به مرحله بعدی عشق، یعنی تعلق، در کنار یکدیگر باقی بمانیم.
مرحله 3: تعلق
تعلق ضمانتی است که زوجین را متعهد میکند برای بچه دار شدن و پرورش آنها به اندازه کافی در کنار هم زندگی کنند. دانشمندان تصور میکنند که دو هورمون اصلی در رابطه با ایجاد حس تعلق دخیل هستند: اکسیتوسن و واسوپرسین.
اکسیتوسین - هورمون نوازش
اکسیتوسین هورمونی قدرتمند است که توسط زنان و مردان در حیم ارگاسم ترشح میشود. این هورمون احتمالاً حس تعلق را عمیق تر نموده و باعث میگردد زوجین بعد از اتمام رابطه جنسی بیش از پیش نسبت به هم احساس نزدیکی کنند. مطابق با این نظریه، هر قدر زوجین بیشتر رابطه جنسی برقرار کنند، پیوستگی و صمیمیت بین آنها نیز بیشتر خواهد شد. اکسیتوسین هنگام زایمان نیز ترشح شده و به ایجاد پیوند عاطفی قوی بین مادر و کودک، کمک شایانی می نماید. یکی دیگر از وظایف این هورمون خروج اتوماتیک شیر از سینه مادر در هنگام گرسنگی کودک است.
یک استاد روانشناسی نشان داد که اگر ترشح طبیعی هورمون اکسیتوسین در گوسفندان و موشها متوقف شود، آنها تازه متولدین خود را پس خواهند زد.
بطور عکس، تزریق اکستوسین به موشهای ماده ای که هیچگاه رابطه جنسی نداشتند، باعث دوستی کردن آنها با نوزادان موشهای دیگر گردید. موشهای ماده این نوزادان را گونه ای مراقبت میکردند که گویی متعلق به خودشان است.
واسوپرسین
واسوپرسین یکی دیگر از هورمونهای مهم در مرحله تعهد بلند مدت است و بعد از رابطه جنسی ترشح میگردد.
واسوپرسین (هورمون ضد ادرار) به همراه کلیه ها جهت کنترل تشنگی کار میکند. نقش بالقوه این هورمون در روابط بلند مدت زمانی که محققان مشغول مشاهده رفتارهای موشهای صحرایی بودند مشخص گردید.
موش های صحرایی در روابط جنسی که لزوماً برای تولید مثل نبود، بیشتر شرکت میکردند. آنها همچنین - همانند انسانها - رابطه زوجیت مستحکم تر و پایدارتری را بنا مینمودند.
زمانیکه به این موشها داروی متوقف کننده اثر واسوپرسین خورانده می شد، بدلیل از بین رفتن صمیمیت و عدم مراقبت احساسی از جفت، ارتباط آنها با جفتشان بسرعت قطع میگشت.
و در نهایت... چگونه عاشق شویم
  • شخصی کاملاً غریبه را بیابید.
  • به مدت نیم ساعت اطلاعاتی صمیمی درباره زندگیتان در اختیار یکدیگر قرار دهید.
  • سپس به مدت چهار دقیقه بدون اینکه حرفی بزنید عمیقاً به چشم های هم خیره شوید.
یک روانشناس مشهور که در حال مطالعه دلایل عاشق شدن انسانها میباشد، از چندین زن و مرد درخواست کرد تا سه مرحله بالا را انجام دهند و متوجه گردید که بسیاری از زوج ها بعد از یک آزمون 34 دقیقه ای عمیقاً احساس مجذوبیت می نمودند. دو زوج مورد مطالعه وی بعدها با یکدیگر ازدواج کردند
 
  نوشته شده در  86/11/01ساعت 9:21 AM  توسط مينا  | 
چرا دعا مي‌كنيم؟

شايد برايتان جالب باشد كه آگاه شويم دعا در زندگي ما انسان‌ها چه
اثراتي به همراه دارد. امروزه اكثر ما انسان‌ها فكر مي‌كنيم دعا كردن هيچ
تاثيري در زندگي و موفقيت ما ندارد.

گاهي ما، خداوند را محدود مي‌كنيم به زمان و مكان مشخصي و دعاي ما
امكان‌پذير نيست مگر در زمان و مكان معيني. بعضي از ما سحرگاهان هنگامي
كه خداوند هنوز خورشيدش را بر ما نتابانده، دعا مي‌كنيم، بعضي ديگر
شبانگاهان ديرهنگام زماني كه روز به اتمام رسيده و سكوت شب فرا رسيده
است. بعضي در اتاق كوچك‌مان و بعضي در پشت‌بام خانه، بعضي در كليسا و
بعضي ديگر در رختخواب‌. گاهي چنان با اين زمان و مكان معين انس مي‌گيريم
كه دعا كردن در شرايطي ديگر برايمان غيرممكن مي‌شود.

دعا كردن فوايدي دارد كه باعث ايجاد سلامت جسماني در انسان‌ها مي‌شود و
كليه اين مزايا قابل اثبات هستند.

دعا، صحبت كردن با خالقي است كه به شما هستي بخشيده، دعا يعني برقراري
ارتباط با يگانه خالق هستي.
خداوند به تك‌تك مخلوقاتش علاقه دارد و براي آنها ارزش قائل است. زمان
دعا كردن بايد اين كار را با اعتقاد و ايمان كامل انجام دهيد و مطمئن
باشيد كه خداوند صداي شما را مي‌شنود و روزي به شما پاسخ خواهد داد. اگر
به دعا كردن ايمان نداشته باشيد، چيزي بيشتر از آرامش نصيب‌تان نخواهد
شد. براي رسيدن به حاجات، بايد اعتقاد داشته باشيد كه خداوند به شما
علاقه‌مند است و منتظر شنيدن صداي شماست. او هميشه به شما كمك خواهد كرد
تا نقاط خالي موجود در زندگي خود را به نحوي پر كنيد.

بياييد از هر فرصتي براي صحبت كردن با خدا استفاده كنيم. بياييد رابطه
خود را با خدايمان صميمي‌تر و دوستانه‌تر كنيم.
خداوند از ما مي‌خواهد كه با او صادق باشيم و در سختي، غم و عصبانيت
يا در آسايش، خوشي و شادي با او در ارتباط باشيم. او ما را در هر لحظه‌
مي‌خواهد، پس ما نيز بايد هر لحظه با او در ارتباط باشيم.

زماني كه دست به دعا بلند مي‌كنيد، نه تنها خداوند با روي باز به شما
پاسخ مي‌دهد، بلكه با اين كار درهاي زندگي خود را به سمت او باز
نموده‌ايد و به راحتي با قلب و سپس تمام وجودتان عجين مي‌شود. دعاي شما
به منزله دعوتي است كه باعث مي‌شود باريتعالي به زندگي شما قدم بگذارد.

ما دعا مي‌كنيم خداوند كنترل امور زندگي‌مان را به عهده گيرد و در
تمام شرايط ما را ياري كند چرا كه ما آفريده شده‌ايم تا با خدا راز و
نياز كنيم و فقط از اين طريق مي‌توانيم به سعادت و خوشي دست پيدا كرده و
معناي حقيقي زندگي را دريابيم
 
 
****
 
Fast & Free
Image Sharing
  نوشته شده در  86/10/22ساعت 9:25 AM  توسط مينا  | 
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند
   
و تماشای تو زيباست اگر بگذارند
.
دل آواره من اين همه آواره مگرد
 
                 خانه دوست همينجاست اگر بگذارند        
Beating Heart
 
من از اظهار نظرهای دلم فهميدم
            
 
عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند.
 
غضب آلوده نگاهم مکنيد ای مردم
                
 
دل من مال شماهاست اگر بگذارند
Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
شاد باشید و دریایی
 
poetry.gif poetry.gif dashte-arezoha
  نوشته شده در  86/10/22ساعت 9:20 AM  توسط مينا  | 
اس ام اس و جوک
************ **
بچه: مامان، من چه جوری به دنیا اومدم؟ مادر: بابات خر شد اومد خواستگاری من، من هم خر شدم باهاش ازدواج کردم، بعد خرتوخر شد و تو به دنیا اومدی
دخترا به پنج گروه اصلي تقسيم ميشن :
‌گروه اول دخترائي هستند كه پسرا رو بدبخت ميكنن!
گروه دوم دخترائي هستند كه اشك پسرا رو در ميارن!
گروه سوم دخترائي هستند كه جوون پسرا رو به لبشون ميرسونن!
گروه چهارم دخترائي هستند كه كاري ميكنن پسرا روزي 18 بار‌آرزوي مرگ كنن!
گروه 5 دخترائي هستند كه به اشتباه فكر ميكنن جزو هيچكدوم از گروههاي بالا نيستن
مذيت مذکر بودن 1 - دختر نيستيد 2 - هميشه خودتون هستيد(100 مدل آرايش نمي کنيد) 3 - فقط شما مي تونيد رئيس جمهور بشيد 4 - فقط شما مي تونيد بريد ورزشگاه آزادي و فوتبال ببينيد 5 - براي دعوا کردن به بابا يا داداش بزرگتر احتياج نداريد 6 - توي اتوبوس جاي بيشتري نسبت به دخترا داريد 7 - در کمتر از 10 دقيقه مي تونيد دوش بگيريد 8 - هر جور که حال کنيد لباس مي پوشيد 9 - در کمتر از 2 دقيقه لباس مي پوشيد و آماده مي شيد
به خدا ميگن چرا اول مرد رو آفريدي بعد زن رو ؟
ميگه شما هم اگه بخواهيد چيزي بنويسيد اول چکنويس ميکنيد بعد پاکنويس !

************ **
اگه یه روز دلت گرفت و ندونستی چه کار کنی... اینو یادت باشه که اگه منو داشتی هرگز دلت نمی گرفت
امضا: محلول لوله باز کن گلرنگ!
فرارسيدن سال 2008 ميلادي، تولد حضرت عيسي مسيح و آغاز تعطيلات كريسمس به شما وخانواده تان هيج ربطي ندارد
شاید بعدا نوروز رو بهت تبریک گفتم!
& _&&&&&
اگه گفتی اینا چی هستن؟
زحمت نکش! این خانواده اردک هاست. اون هم تویی که تنها موندی! (جوجه اردک زشت)
الهی شمع بشی، پروانه شم، دورت بگردم ... بعدش فوتت کنم، خاموش بشی، هرهر بخندم!
اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي!
اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند!
اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست!
اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد.
************ **
به غصه ها سنگ بزن
تو صورتش رنگ بزن
هر وقت دلت تنگ ميشه
فقط به من زنگ بزن
************ **
الهى تاآموختن راآموختم، آموخته راجمله بسوختم.
اندوخته رابرانداختم وانداخته رابيندوختم.
نيست رابفروختم تا هست رابيفروختم!
************ **
سحرگاهان كه شبنم آيتى از پاك بودن را به گلها هديه مى‎ ‎بخشد.
به آن محراب پاكش آرزو كردم,
برايت خوب ديدن؛
خوب بودن؛
خوب ماندن را
************ **
يك نفس ياد خدا
يك سبد خاطر آسوده و شاد
يك بغل شبنم آرامش صبح
يك هزار آينه از جنس دعا.
همه تقديم شما.
************ **
هميشه رفتن رسيدن نيست
ولی براي رسيدن بايد رفت .......
هميشه بهاری بمونی
************ **
یارو داشته نوار خالي گوش ميكرده
گريه ميكرده
ميگن چرا گريه ميكني؟
ميگه دلم واسه خوانندش ميسوزه لال بوده
************ **
سرهنگه داشته امتحان رانندگي مي‌گرفته.
از يارو مي‌پرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟
طرف ميگه: برف پاك كن جناب سرهنگ!
سرهنگه كف مي‌كنه مي‌پرسه: يعني چي؟
يارو ميگه: يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف
************ **
هر وقت دلت گرفته گريه کن
مي دوني چرا وقتي گريه مي کني آروم مي شي؟!
چون ا شکهاي سردت قبل از اينکه از مجراي چشم سرازير بشه
يه سري به قلبت مي زنه .
بعد قلبت که خيلي داغه حرارتشو مي ده به اشکات
و اشکات گرم مي شن.
اونوقت اشکات هم سرما شو نو مي دن به قلبت.
اينجوريه که اشکات گرم مي شن و قلبت سرد
************ **
زمستان را دوست دارم چون فصل غم است
غم را دوست دارم چون گواه دل است
دل را دوست دارم چون تو را به من نشان داد
اما تو را دوست دارم بدون انكه بدانم چرا؟
************ **
اول به نام عشق،
دوم به نام تو،
سوم به ياد مرگ.
************ **
بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق،
يا من و مرگ
************ **
جاده عشق تا اطلاع ثانوی لیز و لغزنده می باشد
از عاشقانی که قصد سفر در این جاده را دارند
خود را به زنجیر محبت و صمیمیت مجهز کنند. ?? پلیس راه عاشقان
************ **
به یارو ميگن اگه بخواي دوست دخترت رو ببري بيرون کجا مي بري ؟؟
یارو ميگه:ميبرم سينما فيلم ترسناک ميگن حالا چرا فيلم ترسناک؟؟
ميگه آخه هي بترسه بياد تو بغل من
************ **
 اگر روزي به يادت گريه كردم ... بدان آن روز پيازي رنده كردم
************ **
 (پس لرزه عید قربان): هنوز زنده ای؟ اگه سرتو نبریدن یه بار بع بع بکن مطمئن بشم!
************ **
به مجنون زد شبی لیلی اس ام اس
که آخر تا به کی تاخیر و فس فس؟
اگر عقدم نخوانی سال جاری
روم تهران، شوم دختر فراری!
************ **
: به یارو می گن...
...
...
...
...
...
به تو چه که به یارو  چی می گن؟ اگه بگن آشغالارو ببر پایین حال نداری! اما برای فضولی این همه راه میای پایین!

حالا ما
تلفن نداریم، تو نباید یه زنگی به ما بزنی؟
************ **
به یارومی گن: بابات به رحمت ایزدی پیوست.
می گه: رحمت ایزدی کیه؟
میگن: نه... منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت.
می گه: دیار باقی دیگه کجاست؟
میگن: یعنی دار فانی را وداع گفت.
می گه: دار فانی دیگه چه جور داریه؟
می گن: یعنی رخت از این دنیا بر بست.
می گه: منظورتون رو نمی فهمم.
می گن: الاغ! بابای خرت مُرد!
می گه: خر من که بابا نداشت!
************ **
از یکی مي‌پرسن: تولدت چه روزيه؟ جواب ميده:9 دی .
مي‌پرسن: چه سالي؟ ميگه: هر سال!
************ **
پسره ميره خواستگاري، پدر عروس ميگه مهريه دخترم صد بشكه بنزِينه!
پدر داماد ميگه پسرم! پاشو بريم يک
دختر گازِسوز پيدا كنيم!

************ **
گاوه کارت سوِخت می خوره، شیرش سهِمیه بندی می شه!



 
تقديم به تو
  نوشته شده در  86/10/22ساعت 9:9 AM  توسط مينا  | 

از سر دلتنگی

در وجودم چيزي هست که تو را نجوا مي کند ... و تنها عشق مرا رها مي کند ... و نور آن نگاهي ست که
تو به من روا مي کني ... پس عشق و نور را از من دريغ نکن و بر من بتاب که بي عشق تو ؛ بي نگاه تو ؛ بي تو رو به غروب رهسپارم .... مرا به طلوعي ديگر برسان ....
------------ --------- -----
صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته
------------ --------- --------
آدمي اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودي موفق ميگردد ولي او مي خواهد خوشبخت تر از ديگران باشد و اين مشکل است زيرا او ديگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور ميکند.

------------ --------- ---------

سخت ترين ديدار.... ديدار اوني که به جاي همه عشقي که بهش دادي يه قلب زخمي برات يادگار بذاره و تو نگاهش کني و باز مثل روزه اول دلت بلرزه و حس کني هنوزم دوستش داري .......بخواي همه تنهايي رو که به اميد برگشت دوبارش تحمل کردي تو گوشش فرياد کني اما حتي نتوني ........ به چشماش نگاه کني که بفهمه با همه بديهاش هنوزم با همه قلبت دوستش داري اما ببيني چشماش داد مي زنه که دلش ماله يکي ديگس .... تمام روزهايي که تنها بودي

------------ --------- --------- -
مهم نيست قشنگ باشي ،قشنگ اينه كه مهم باشي حتي براي يك نفر........
------------ --------- ------
زندگي فرصت بس کوتاهيست...تا بدانيم که مرگ... آخرين نقطه پرواز پرستو ها نيست...مرگ هم حادثه است...مثل افتادن برگ که بدانيم پس از خواب زمستاني خاک... نفس سبزبهاري جاريست
ا------------ --------- -------
ديروز...
باز باران با ترانه با گوهرهاي فراوان مي خورد بر بام خانه ...
و اما امروز...
باز باران بي ترانه... باز باران با تمام بي کسي هاي شبانه... مي خورد بر مرد تنها...مي چکد بر فرش خانه...باز مي آيد صداي چک چک غم...باز ماتم من به پشت شيشه ي تنهايي افتاده... نمي دانم...نمي فهمم کجاي قطره هاي بي کسي زيباست؟...نمي فهمم, چرا مردم نمي فهمند که آن کودک...که زير ضربه شلاق باران سخت مي لرزد...کجاي ذلتش زيباست؟!
------------ --------- --------
هيچ کس براي شکست خوردن نقشه نميکشد بلکه اين نقشه است که اگر اشتباه کشيده شود به شکست ميانجامد
------------ --------- --------- --
ميداني چه مي شود وقتي تمام احساساتت و عشقت را جمع كني و همه را به يك نفر هديه كني ..! مايه نشاطش باشي و تمام تلاشت شاد نگهداشتن او باشد . اما او بي اعتنا باشد و بي تفاوت . اينچنين است كه لحظه هاي خاموشي جان مي گيرد

*****
زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ،چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم

***** 
زندگي شهد گل است
ميخوردش زنبور زمان
آنچه مي ماند از آن
عسل خاطره هاست...
*****
آدمک آخر دنياست بخند
آدمک مرگ همينجاست بخند
دست خطي که تو را عاشق کرد
شوخي کاغذي ماست بخند
آدمک خر نشوي گريه کني
آن خدايي که بزرگش خواندي
بخدا مثل تو تنهاست بخند...
*****
نشنو از ني ني حصيري بينواست
بشنو از دل دل حريم کبرياست
ني بسوزد خاک و خاکستر شود
دل بسوزد خانه ي دلبر شود...

------------ --------- ----

عشق مثله گنجشك ميمونه اگه محكم بگيريش ميميره اگه شل بگيريش ميپره.پس بايد طوري بگيريش كه تو دستات خوابش ببره
------------ --------- --------- -
كار امروز را به فردا نسپار. امروز دوستم داشته باش، شايد فردايي نباشد
------------ --------- --------- -
بچه که بودم تا ده ميشمردم فکر مي کردم آخر همه چيز ده هست ! حالا نمي دونم آخر دوست داشتن چنده؟ ولي مي خوام بگم دوستت دارم اندازه ده تاي بچگيام !!
------------ --------- ---------
بيا دنيا رو قسمت کنيم . آسمون واسه تو آبراش واسه من . دريا واسه تو موجاش واسه من . خورشيد واسه تو ماه واسه من . اصلا دنيا واسه تو تو واسه من

____________ _________ ________

. اجازه هست خيال کنم تا آخرش مال مني؟ خيال کنم دل منو با رفتنت نمي شکني ؟اجازه هست خيال کنم بازم مي آي مي بينمت ؟ با اون چشماي مهربون دوباره چشمک مي زني؟ طپش طپش با چشمکت غزل بگم براي تو با اتکا به عشق تو تو زندگي برم جلو .
 ____________ _________ _________ ___
قفس داران سکوتم را شکستند دل دائم صبورم را شکستند به جرم پا به پاي عشق رفتن پرو بال عبورم را شکستند مرا از خلوتم بيرون کشيدند چه بي پروا حضورم را شکستند تمنا در نگاهم موج مي زد ولي روياي دورم را شکستند .
------------ --------- --------- --------- --
واسه گلي خاك گلدان شو كه اگه به خورشيدم رسيد، يادش باشه چطوري رسيده! درسته گل خوبه ، ولي ببين اون گل ارزش داره كه خاكش بشي
------------ --------- --------- --

تو که در باور مهتابي عشق رنگ دريا داري فکر امروزت باش به کجا مي نگري زندگي ثانيه ايست وسعت ثانيه را مي فهمي مي شود مثل نسيم بال در بال پرستو بوسه بر قلب شقايق بزنيم بدونت تنها نيست تو خدا را داري و من آرامش چشمان تو را

------------ --------- --------
زندگي سخت نيست ما سختش ميكنيم ، عشق قشنگ نيست ما قشنگش ميكنيم ، دل ما تنگ نيست ما تنگش ميكنيم ، دل هيچ كس از سنگ نيست ما سنگش ميكنيم
------------ --------- --------- --
هيچ گاه فاصله ها حريف خاطره ها نميشوند ، به يادتم . . .
------------ --------- --------
من آهنگ غريب روزگارم ... غمي در انتهاي سينه دارم ، تمام هستي ام يك قلب پاك است ... كه آن را زير پايت ميگذارم
------------ --------- --------- --------- ----
من از نهايت شب حرف مي زنم من از نهايت تاريکي و از نهايت شب حرف مي زنم اگر به خانه ي من آمدي براي من اي مهربان چراغ بيار و يک دريچه که از آن به ازدحام کوچه ي خوشبخت بنگرم
____________ _________ _________ _____
پلکهاي مرطوب مرا باور کن ، اين باران نيست که ميبارد ، صداي خسته ي من است که از چشمانم بيرون ميريزند

------------ --------- --------- --------- ------
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند
____________ _________ _________ ____

درود بر تمام عاشقاني که راه عشق را پيمودند و عشق را در سينه حبس کردند و حرمت آنرا نگه داشتند... درود بر تمام عاشقاني که عشق را فهميدند و از عشق به زيباييها رسيدند
____________ _________ _________ __
خون که قرمزه رنگ عشقه / اما اشک که بيرنگه درد عشقه
____________ _________ ________
سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني / شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني

آه باران من سراپاي وجودم آتش است / پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني


پروردگارابه من بياموز دوست بدارم کساني راکه دوستم ندارند ..عشق بورزم به کساني که عاشقم نيستند...بگريم براي کساني که هرگز غمم را نخوردند...به من بياموز لبخند بزنم به کساني که هرگز تبسمي به صورتم ننواختند... محبت کنم به کساني که محبتي درحقم نکردند...........


چه غريبانه ميگريست آن شب بي تو تکه ابري که سکوت وجودم رو فهميد و

چه غريبانه خنديدم آن روز که بي تو مرگم را فهميد

____________ _________ _________ ____
دلم را هيچکس باور نداشت / هيچکس کاري به کار من نداشت

بنويسيد بعد مرگم روي سنگ / با خطوطي نرم و زيبا و قشنگ

او که خوابيده است در اين گور / بودنش را هيچکس باور نکرد
____________ _________ _________ _________

اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید!!! حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند
------------ --------- --------- -----
تنها كساني كه مارا ميرنجانند. عزيزاني هستند كه هميشه كوشيده ایم از ما نرنجند.
------------ --------- --------- ------
پس از آخرین دیدار با دوستانت یادت باشد که ، به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند
------------ --------- --------- --------- -
سعي کن يک مشت آب را در دست بفشاري. خواهي ديد که بسرعت ناپديد مي شود. اما اگر به آرامي دست ات را در همان آب رها کني مي بيني که با تمام وجود آب را حس مي کني
------------ --------- --------- -----
اگر هميشه همان کاري را که انجام داده ايد تکرار کنيد ، چيزي بيش از آنچه تا کنون به دست آورده ايد، به دست نخواهيد آورد.
------------ --------- --------- --------- --
بعضي فکر مي کنند منصفانه نيست که
.خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است
.بعضي ديگر خدا را ستايش مي کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است
------------ --------- --------- -----
خطر متفاوت بودن را بپذيريد اما بياموزيد بدون جلب توجه متفاوت باشيد.
------------ --------- --------- --------- ----
در پناه حضور سبز تو ، طوفان غم ، مرا جا می گذارد . در کنارت ژرفای آرامش را احساس میکنم و بی تو سیل بی رحم تنهایی مجالم نمی دهد
------------ --------- --------- ---
اگر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد ...
------------ --------- --------- -------
اگر مي دانستي چه قدر دوستت دارم
هيچ گاه براي آمدنت باران را بهانه نمي کردي
رنگين کمان من!!!
 
*****

هر 3 ثانيه يکي تو دنيا ميميره بشمار1 2 3 همين الان يکي مرد يادت باشه يکي از اين 3 ثانيه ها نوبت من و توه


*****

تو را براي وفاي تو دوست مي دارم

وگرنه دلبر پيمانه شكن فراوان است

*****

اگر بوي گلي را دوست نداري شاخه هايش را نشكن

*****

تو اين دنيا هر کسي يه نيمه گمشده داره که فقط لايق همونه پس سعي نکن در ساختن پازل زندگيت تقلب کني
------------ --------- ------

زندگي را نفسي ارزش غم خوردن نيست و دلم بس تنگ است . بي خيالي سپر هر درد است . باز هم مي خندم ، آن قدر مي خندم که غم از روي رود.
------------ --------- --
چي مي شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما بركت بده ، چرا كه ديروز ما وقت نكرديم از او تشكر كنيم . چي مي شد اگه خدا فردا ديگه ما را هدايت نمي كرد ، چون امروز اطاعتش نكرديم . چي مي شد اگه خدا امروز با ما همراه نبود ، چرا كه امروز قادر به دركش نبوديم .
------------ --------- -------
زندگي جدولي است كه هر كس به حل آن پي ببرد ، جايزه اش مرگ است
------------ --------- ---------
بهترين راه پيش بيني آينده ، ساختن آن است
------------ --------- --------- --------- -
قلب من در شهر چشمان شما جا مانده است ، قدر يك شب هم شده از آن پرستاري كنيد
____________ _________ _________ ___
بر خاک بخواب نازنين،تختي نيست. آواره شدن ,حکايت سختي نيست. از پاکي اشکهاي خود فهميدم . لبخند هميشه راز خوشبختي نيست
____________ _________ _________ ____
گل اگر خشک شود ساقه اش مي ماند دوست اگر جدا شود خاطره اش مي ماند
____________ _________ _________
گر با غم دوريت نسازم چه کنم / با ياد تو گر عشق نبازم چه کنم / چون در نظرم فقط توي ماييه ناز / گر من به تو اي دوست ننازم چه کنم.
____________ _________ _________

مي نويسم (( د ي د ار )) تو اگر بي من و دلتنگ مني ... يك به يك فاصله ها را بردار
____________ _________ _________ ____
وقتي شکوفه هاي بلورين ياس همراه نسيم سحر به سرزمين يارها کوچ مي کنند دستهايمان پل عبور عشق مي شوند تا قلبمان ايستگاه ابدي همه باشد ميثاقي هميشگي عهدي جاودانه با يکديگر داريم
____________ _________ _________ __
.مي گويم : دوستت ندارم دلم اما بهانه اش را مي گيرد مي گويم : بود و نبودت يکي است جاي خاليش اما احساس مي شود آن لحظه که نيست مي گويم : دست از سرم بردار دستانم مي لرزد اما وقتي مي نشيند ميان دستهايش هيچ نمي گويم.

____________ _________ _________ ____
گريه هام بي صداست عشق من بي انتهاست رد پاي اشكهايم را بگير تابداني خانه ي عشق كجاست
دنیا را برایتان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا ارزومندم
  نوشته شده در  86/08/30ساعت 9:9 AM  توسط مينا  | 
يه دايناسور پسر مي فهمه دايناسور دختر همسايه تنهاست ميره در خونشون ميگه
درو باز کن دختره ميگه نه دوباره ميگه ميگم باز کن دختره ميگه نه بعد پسره
ميگه همين کارا رو کردي نسلمون منقرض شد 
hee heehee hee
 
به مرغه ميگن قسم بخور ميگه به تخممbig grin
 
رشتيه ميخواد به بچه محلهاش ضدحال بزنه٬ميره زن ايدزی ميگيره
 
ترکه زنشو تو فیلم بد میبینه میگه خدا رو شکر که فیلم بودsilly
 
غضنفر میاد تهران ، میبینه همه آستین کوتاه پوشیدن . میگه : اِ ، پس اینا دماغشونو با چی پاک میکنن
 
اگه يه روز فكر كردي كه يه نفر هر جا مي ري دنبالته و هر مشكلي واست پيش مياد واسش مهمه و ميخواد بهت كمك كنه مطمئن باش كه اون من نيستم
 
يه روز مدير مهد كودك به يكي از بچه ها ميگه: تو مامان داري؟ ميگه نه! ميگه بابا داري؟ ميگه نه! مرده ميگه پس چي داري؟ ميگه جيش دارم؟

به نیوتن گفتندبرای چی از افتادن سیب تعجب كردی نیوتن برای اینكه من زیر درخت گلابی نشسته بودم
 
غضنفر ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! غضنفر ميگه : «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي
 
غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما اینجا رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدینpraying
 
يارو زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه ، برو صندلی جلو بشین
 
یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی ميگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه ميگه و ميخنده .... سومی ميگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم
 
امشب دیگر سکوت را بشکن٬ يگانه ام! ببین این منم٬ این منم که به کلبه عشقمان بازگشته ام! جای تو خالی است
 
هميشه غمگين ترين و رنجورترين لحظات انسان توسط كسي ساخته مي شود كه شيرين ترين و شاد ترين لحظات را براي او ساخته است
 
من براي سال ها مينويسم ...... سال ها بعد كه چشمان تو عاشق ميشوند....... افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود...... هميشه يكي بود يكي نبود
 
اگر حلقه عشق از طلاست ، حلقه دوست از وفاست
 
زندگي گفت که آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود تا چه گويد دل من,عقل ناليد کجا حل شود مشکل من , مرگ خنديد در خانه ي ويرانه ي من هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد وكسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نميشود..
 
ازکسي که دوستش داري ساده دست نکش شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبورنکن چون شايد هيچ وقت هيچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه
 
محبت از درخت آموز که حتي سايه از هيزم شکن هم بر نمي داردshame on youshame on youshame on you

 
در رفاقت با وفا بودن شرط مردانگي است / ورنه با يک استخوان صد سگ رفيقت مي شوندstraight face
 
خداوندا! اگر بخواهم آنچه در ذهن دارم با تو بگويم، هزاران جلد کتاب مي شود ولي آنچه در دل دارم يک جمله بيش نيست: دوستت دارم
 
شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی اما حال که به آن دعوت شده ای تا می توانی زیبا برقص
  نوشته شده در  86/08/30ساعت 8:54 AM  توسط مينا  | 

   

ترکه توي خيابون زل زده بوده به يه دختره، يه پيرمردي بهش ميگه: مگه تو خودت خواهر و مادر نداري؟ ترکه ميگه: چرا، ولي به اين خوشگلي نيستندrolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor

با بال شکــسته پر گشــودن هنــر است ***** این را هـمه ی پرندگـان مـی دانند

به سر دروازه هستي نوشتيم *** غم بي همزباني كشت ما را

بلای عشق تو در من چنان اثركردست ... كه پندعالم و عابد نمی‌كند اثرم قيامتم كه به ديوان حشر پيش آرند ... ميان آن همه مخلوق برتومی‌نگرم

جديدترين جمله هاي عاشقانه: تو رو از کارت سِوختم هم بيشتر دوست دارم! حاضرم ليتر ليتر بنزِينم رو به پات بريزم

از خروسه مي رسن چرا مي لرزي ؟ مي گه از مرغه منجمد شده لب گرفتم
drooling

فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام آن وابستگي دلتنگيست

اي کاش براي آخرين بار دستان تو را در دستم لمس مي کردم اي کاش يک بار ديگر در چشمان همچون دريايت نگاه مي کردم اي کاش براي آخرين بار حس تو را در مورد خود مي دانستم اي کاش براي اولين بار سر روي شانه هاي پر مهرت مي گذشتم اي کاش در کنارم مي ماندي و مرا تنها نمي گذاشتي و اي کاش همان گونه که من تو را دوست داشتم تو هم مرا دوست داشتي

تحقيقات نشون داده اصفهانيها فقط در 22 روز سال رشد مي کنند: دهه اول محرم + 12روز اول عيد
rolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor

هميشه فكركن تو يه دنياي شيشه اي زندگي ميكني پس سعي كن به طرف هيچكس سنگ پرتاب نكني چون اولين چيزي كه ميشكنه دنياي خودته

دل به تو دادم تو به من قلوه دادی! نه! به من ساندویچ دلمه دادی! دل به تو دادم که برام ناز کنی نه بری برای من جیگرکی باز کنی

به یارو مي گن، عشاير ذخاير انقلاب هستن يعني چي؟ مي گه: فکر کنم يعني نفت که تموم بشه ميخوان ما رو صادر کنن

دانشمند ترک يک چراغ قوه ساخته که با نور خورشبد کار مي کند
silly

مرگ از زندگي پرسيد چرا من تلخم و تو شيريني؟ زندگي در جواب گفت : چون من دروغم و تو حقيقت

ترکه يه آينه رو زمين پيدا ميکنه. برش ميداره عکسش مي افته توش ميگه " ببخشيد نميدونستم مال شماست

دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر می شود
liar

بوش اعلام كرده بدون شك سه نقطه از قم هدف اصلي موشك هاي ما خواهد بود, لره مي گه چرت مي گه قم 2 تا نقطه بيشتر نداره ,ترگه گفت هر جفتشون زر مي زنن گم كه اصلا نقطه نداره

شمعدانی به دم مرگ به پروانه چه گفت گفت : ای عاشق دیوانه فراموش شوی سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد گفت : طولی نکشد تو نیز خاموش شوی
roseroseroseroserose


  نوشته شده در  86/08/30ساعت 8:48 AM  توسط مينا  | 
شعري براي تو

 
این روزها لحظه به لحظه پر و خالی می شوم!
کاش اینجا بودی
دلم دارد می پوسد
عکسهایت را گذاشته ام روبرویم
گونه هایم اشکبار ست
آن نگاه غمگینم
آن سکوت عذاب آور
ن ا ب و د م می کند
کاش بودی و دستانت می شد لحظه اي برای من
کاش بودی و سرت را می گذاشتی روی پاهایم
دست می کشیدم لای موهایت
همانطور كه گفته بودي نوازش كن
نگاهم می شد تنها برای تو
می رفتیم در وجود هم
آن وقت شاید کمی از این آشفتگیهایم کاسته می شد
این روزها من را چه شده
چرا هی نابود می شویم در خود !
دیشب وقتی به رويا دیدمت،
وقتی صدای گریه هایم پیچید در ثانیه هایم
ت م ا م کردم
از این بی کسی ها، از این سکوتها،
از این چشمهایی که بعد از رفتنت
مهمان همیشگیش شده اشک و اشک و اشک ...
کی خیال آمدن داري نمی دانم !
ندانستم چه کنم، نمی دانم چه کنم، باید چه کنم،
چرا هیچ کاری نمی توانم بکنم !؟!؟
دستانم را می گشایم و به خیال آن ظهر تابستانی که در آغوش کشیدمت
خیال می کنم اینک باز در کنار منی، درست روبروی من،
چشم می دوزم به چشمهایت و التماست می کنم باز نروي !
بودنت زندگی است ، باش برایم
  نوشته شده در  86/08/30ساعت 8:40 AM  توسط مينا  | 

...زليخا برگرد
 
زليخا مغرور قصه اش بود، زليخا به همنشيني با نام يوسف مينازيد. زليخا بر بلندای فصه رفت و گفت : رونق اين قصه همه از من است، اين قص0 بوی زليخا ميدهد. کجاست زنی که جون من شايسته ی عشق پيامبری باشد، تا بار ديگر قصه ای اين چنين زيبا شود؟
قصه ديگر نازيدن زليخا را تاب نياورد و گفت : بس است، زليخا! بس است. از قصه پايين بيا که اين قصه اگر زيباست، نه به خاطر تو که زيباِی همه از يوسف است.
زليخا گفت من عاشقم و عشق رنگ و بوی هر قصه ای است. عمری است که نامم را در حلقه ی عاشقان برده اند.قصه گفت نامت را به خطا برده اند که تو عشق نمی دانی . تو همانی که بر عشق چنگ انداختی . تو آنی که پيراهن عاشقی را به نامردی دريدی ، تو آمدی و قصه بوی خيانت گرفت، بوي خدعه و نيرنگ. از قصه ام بيرون برو تا يوسف بماند وراستی.
زليخا گريست واز قصه بيرون رفت. خدا گفت:زليخا برگرد که قصه ی جهان، قصه ی پر زليخاست
 و هر روز هزارها پيراهن پاره می شود از پشت . اما زلخايی بايد، تا يوسف، زندان بر او برگزيند.
و قصه را و يوسف را، زيبايی همه اين بود.
زليخا برگرد 
  نوشته شده در  86/07/24ساعت 11:46 AM  توسط مينا  | 
 
  نوشته شده در  86/07/24ساعت 11:22 AM  توسط مينا  | 
اولین بوسه
 
 
آغاز نغمه ی زندگی است.نغمه ای که با چهار لب ادا شده و قلب  را سریر  سلطنت  و عشق را
پادشاه آن معرفی می کند.بوسه اولین  گل  شاخه ی درخت زندگی است.
                                                                                                        (جبران خلیل جبران)
 
روزی در کنار معبدی ایستاده بودم و از کسی  که از آنجا می گذشت ماهیت  وراز" عشق" را جویا شدم.
"عشق"پرنده زیبایی است که تمنای اسارت دارد،ولی از آسیب گریزان است.
"عشق"شرابی است که عروسان صبحگاهی در سبوی ما میریزند…
"عشق" تنها گلی است که بی کمک فضول رشد کرده و شکوفه می دهد.
"عشق"تنها در بستر روح است نه جسم.
"عشق"دانش الهی  است که بینش  انسان ها را وسعت می بخشد.
شاید تاریکی،گیاهان و درختان را از دیده نهان دارد،اما هرگز نمی تواند "عشق" را از روح پنهان کند.
"عشق" حال ما را به گذشته وآینده پیوند می دهد.
کسانی که"عشق"آ«ها را رهرو خویش نمی داند،فراخوان عشق را هم نخواهند شنید.
"عشق" پدر ومادر من هستند،و هیچکس نمی داند که عشق ،آن دو را نجات داده است.
"عشق"آسایش تن در سکوت خاک و آرامش روح در عمق جاودانگی است.
 
                        
 
 
  نوشته شده در  86/07/24ساعت 11:21 AM  توسط مينا  | 
یک شب خوب تو آسمون یک ستاره چشمک زنون خندید و گفت :
 کنارتم تا آخرش تا پای جون .... ستاره ی قشنگی بود آروم و ناز و مهربون .... ستاره شد عشق من و منم شدم عاشق اون .... اما زیاد طول نکشید عشق من و ستاره جون !!! ماهه اومد ستاره رو دزدید و برد نا مهربون .... ستاره رفت با رفتنش منم شدم بی همزبون ...!!! حالا شبا به یاد اون چشم می دوزم به آسمون
 
 
بهانه گیر
 این روزها دلم بهانه گیرشده مدام بهانه ی تورامی گرد این بهانه گیری هامرابه یاد بچگی ام می اندازدكه به دنبال  مادر گریه میكردم تامراباخودببرد امااومهربان بود ومرابه سینه می فشارد وبرموهایم بوسه می زد!ولی تو....توبااخم تلخ وصدای خشنت اشك رابرگونه هایم می خشكانی ودستت رابروی لبانم میگذاری ومیگویی هیسسس!!! من حتی ازترس نمی توانم باتودرد دل كنم نكنداین روزهابه جای قلب درسینه ات سنگ می تپد؟هییییی نكنداین روزها قراراست كسی جای مرابگیرد؟
  نوشته شده در  86/06/24ساعت 11:35 AM  توسط مينا  | 
 
   چه غم انگيز است بار سختی ها را به تنهايی به دوش کشيدن و رنج ها را در سکوت و انزوای محض گريستن.
 
و چه تلخ است خنده آن زمان که می خندی تا گريه هايت را پنهان کنی
 
.و چه سخت است آرام و بی صدا در درون خود شکستن و چه عجيب است زندگی−همان کودکی که ما را بسان عروسکی بازيچه خود قرار داده
 
و هر زمان به سويی می کشد−
   و تو آن زمان که رنج ديگران بر اندوهت می افزايد اما هيچ کس از رنج تو آگاه نيست،
 
آن زمان که در اوج اندوه پناهی جز سايه گاه ديوار سرد و خا موش نمی يابی،آن زمان که بار غصه بر شانه هايت سنگينی می کند
 
 و انتظار کمک هيچ گاه به پايان نمی رسد،آن زمان که آرزوها را در گور سرد خاطرت دفن می کنی و
 
 بر چهره ات سيلی می زنی تا زير ضربه های غم،خم به ابرو نياوری،آن زمان که صدای گنگ و مبهم خنده در گلويت می شکند
 
و بر سر بغض های کهنه ات هجوم می آورد اما دستی نيست تا گره از بغض هايت بگشايد،
 
آن زمان که در کوچه پس کوچه های تاريک زندگی ات تک ستاره ای فا نوس راهت نيست،
 
آن زمان که هيچ کس صدای فرياد های بی صدايت را نمی شنود،
 
آن زمان که هيچ کس تو را حس نمی کند و آن زمان که هم زبان تو همدل ديگری است،
 
تنهايی را با تمام وجود حس می کنی.
 
 
   و چه غم انگيز است تنهايی. 
  نوشته شده در  86/06/24ساعت 11:30 AM  توسط مينا  | 
 

خداوندا   
عذر ميخواهم از این که بخود اجازه میدهم که با تو راز و نياز کنم
عذر میخواهم که ادعا های زياد دارم در مقابل تو اظهار وجود ميکنم
در حالی که خوب ميدانم وجود من زائيده ی اراده من نيست و بدون خواسته ی تو هيچ و پوچم ,
عجیب آنکه
از خود ميگويم
منم ميزنم
خواهش دارم و آرزو ميکنم

خدايا...

تو تار و پود وجود مرا با غم و درد سرشتی
 

تو مرا به آتش عشق سوختی
تو مرا در توفان حوادث پرداختی , در کوره ی غم و درد گداختی
تو مرا در دریای مصيبت و بلا غرق کردی
  و در کوير فقر و هرمان و تنهائی سوزاندی.

خدايا ...
تو به من
پوچيه لذات زود گذر را نمودی
ناپایداری روزگار را نشان دادی
لذت مبارزه را چشاندی
ارزش شهادت را آموختی

خدايا 
تو را شکر ميکنم
که از پوچی ها و ناپايداريها و خوشيها و قيد و بندها آزادم نمودی
و مرا در توفانهای خطرناک حوادث رها کردی و در غوغای حيات در مبارزه ی با ظلم و کفر غرقم نمودی و مفهوم واقعی حيات را به من فهماندی.

فهميدم : سعادت حيات در خوشی و آرامش و آسايش نيست
بلکه در درد و رنج و مصيبت و مبارزه با کفر و ظلم
و بلاخره شهادت است

 


خدايا تو را شکر ميکنم که اشک را آفريدی که عصاره  حيات انسان است
آنگاه که در آتش عشق ميسوزم
يا در شدت درد ميگدازم
یا در شوق زيبائی و ذوق عرفانی آب ميشوم و سراپای وجودم
روح ميشود
لطف ميشود
عشق ميشود
سوز ميشود
و عصاره ی وجودم بصورت اشک آب میشود
و بعنوان زیبا ترين محصول حيات که وجهی به عشق و ذوق دارد و وجهی دیگر به غم و درد در دامان وجود فرو ميچکد.

اگر خدای بزرگ از من سندی بطلبد , قلبم را ارائه خواهم داد و
اگر محصول عمرم را بطلبد,اشک را تقديم خواهم کرد

خدايا
تو مرا اشک کردی که همچون باران بر نمک زاره انسان ببارم
تو مرا فرياد کردی که همچون رعد در ميان توفان حواث بغرم
تو مرا عشق کردی تا در قلبهای عشاق بسوزم
تو مرا برق کردی که تا آسمان ظلمت زده بتازم و سياهی اين شب ظلمانی را بدرم
تو مرا زهد کردی که هنگام درد و غم و شکست و فشار ناراحتی وجود داشته باشم
و هنگام پیروزیو جشن و تقسيمه غناعم دامنه خود بر گيرم و در کوير تنهائی با خدای خود بمانم.

خدايا تو را شکر ميکنم
که غم را آفريدی و بندگان مخلص خود را به آتش آن گداختی و مرا از این نعمت بزرگ توانگر کردی.

خدايا تو را شکر ميکنم
که به من درد دادی و نعمت درک درد عطا فرمودی

تو را شکر ميکنم
که جانم را به آتش غم سوزاندی و قلب مجروهم را برای هميشه داغ دار کردی دلم را سوختی و شکستی تا فقط جايگاه تو باشد

  نوشته شده در  86/06/04ساعت 11:20 AM  توسط مينا  | 
اگه بگی دوستم نداری !!!

اگه بگی دوستم نداری جوجه می شم

 میرم تو باغچه و اونقدر جیک جیک میکنم تا

 پیشی بیاد منو بخوره

 

  نوشته شده در  86/04/26ساعت 12:14 PM  توسط مينا  | 
اگه بگی دوستم نداری !!!

اگه بگی دوستم نداری جوجه می شم

 میرم تو باغچه و اونقدر جیک جیک میکنم تا

 پیشی بیاد منو بخوره

 

  نوشته شده در  86/04/26ساعت 12:14 PM  توسط مينا  | 
اگه بگی دوستم نداری !!!

اگه بگی دوستم نداری جوجه می شم

 میرم تو باغچه و اونقدر جیک جیک میکنم تا

 پیشی بیاد منو بخوره

 

  نوشته شده در  86/04/26ساعت 12:14 PM  توسط مينا  | 
آموخته ها:

آموخته ام که نگویم ای کاش آن کار را طور دیگری انجام داده بودم بلکه بگویم بار دیگر آن کار را طور دیگری انجام خواهم داد.

آموخته ام که باید بر زمان مسلط باشم نه به زیر فرمان آن .

آموخته ام هر سفر دور و درازی با بر داشتن تنها یک گام آغاز می شود.

آموخته ام خطاهای دیگران را مانند خطاهای خیش تحمل کنم.

آموخته ام که مرد بزرگ به خود سخت میگیرد و مرد کوچک به دیگران.

آموخته ام که دانش خود را به دیگران آموزش دهم و دانش دیگران را بیا موزم بنابراین علم خود را انفاق کرده ام و آنچه را نمی دانم آموخته ام.

آموخته ام بیش از آنکه مرا بفهمند دیگران را درک کنم.

آموخته ام بیش از آنکه دوستم بدارند دوست بدارم.

آموخته ام که همیشه فردی خوشبین باقی بمانم چراکه زندگی و موهبتهای آن را دوست دارم.

آموخته ام اگر از هر چیزی بهترینش را ندارم ولی از هر چیز که دارم بهترین استفاده را کنم.

آموخته ام لبخند ارزان ترین راهی است که می توان با آن نگاه را وسعت بخشید.

آموخته ام آن چرا امروز در دست دارم ممکن است آرزوی فرداهایم باشد.

آموخته ام که زندگی مثل یک نقاشی است با این تفاوت که در آن از پاک کن خبری نیست.

آموخته ام که هیچ روزی از امروز با ارزش تر نیست.

آموخته ام زیاده گویی شاید مقدمه ناشنوائی باشد .

 

  نوشته شده در  86/04/09ساعت 10:16 AM  توسط مينا  | 
آفریده شدن عشق
 

آن هنگام که بوته خار روی زمين تنها بود

 

خداوند گل سرخی را در کنارش روياند

آن گل سرخ کنار آن بوته خار شکفت

 

خداوند بازگشت و گل را با خود به آسمانها برد .

 

اما گل ديگر نشکفت .

آن گل ريشه را روی زمين

 

کنار بوته خار جا گذشته بود

 و در اين هنگام بود که

 

 خداوند گريست و عشق را آفريد.

 

  نوشته شده در  86/04/09ساعت 10:14 AM  توسط مينا  | 

 


 کار ما نيست شناسايي گل سرخ


کار ما شايد اين است


که در افسوس گل سرخ شناور باشيم


سهم من از گل سرخ يک نگاه گيراست


به گل سرخ نگاه کنيد


راستش را بگوييد عاشقش نشديد


اگر نگاه ما بر گل سرخ اسماني باشد


عطرش که بر مشام ما ميرسد


عطر تمام احساس عاشقان است


سهم تو از گل سرخ اين است


گل سرخ وقتي که مرد و خشکيد


ان را رها ميکني يا در ابش مياندازي


سهم ما از گل سرخ يک زيبايي محض است


زيبايي که حسش بردلها تا ابد مي ماند


  نوشته شده در  86/04/09ساعت 10:8 AM  توسط مينا  | 

 

  می خواستم

  از تو

  ای عشق ِ دور دست !

  چکامه ای  بسرایم

   دیدم که

  از موج واره ی  چشما نــَت

  توفنده می شود

  دریای بیکرانه ی این دل  ،

  وین زخم ِ کهنه ی دلتنگــــی

  ســـــر ‌،  باز می کند

  ...

  آوَخ ، چه غمگنانه  و دلگیر  است

  امسال

  حال و هوای ِ سوز ِ زمستان

  ...

  اینک که من

  در حسرت ِ زلالی ِ بارانم

  این قطره های تیره و سنگین

  تنها

  گرد و غبار را

  از آسمان ، می  بارند

  آری ، مجال ِ سرودن  نیست

  اینک  ،  دوات ِ حوصله خالی ست .

.......................

  نوشته شده در  86/02/31ساعت 1:18 PM  توسط مينا  | 

آتش

باراني ام , باراني ام , باراني از آتش

 يك روح بي پروا و سرگرداني از آتش

.

اين كوچه ها , ديوارها , اصلاً تمام شهر

سوزان و من محبوس در زنداني از آتش

.

 اهل غزل بودم ، خدا يكجا جوابم كرد

 با واژه اي ممنوع  ، با انساني از آتش

.

 بي شك سرم از توي لاكم در نمي آمد

 بر پا نمي كردي اگر طو فاني از آتش

.

 تا آمدي ، آتشفشاني سالها خاموش

 بغضش شكست و بعد شد طغياني از آتش

.

 كاري كه از دست شما هم بر نمي آمد

 من بودم و در پيش رويم خواني ازآتش

.

 اين روزها محكوم  ِ اعدامم به جرم عشق

 در انتظارم بشنوم   ، فرماني از آتش

  نوشته شده در  86/02/31ساعت 1:16 PM  توسط مينا  | 

 

 

I LOVE YOY

  نوشته شده در  86/02/09ساعت 1:25 PM  توسط مينا  | 

 

 

  ( خدایا ............ ؟ )

خدایا!
 
به رغم تمامی تلاش هایم
 
شکست خورده ام .
 
نیازمند آن نیرو ، شهامت و ایمانی هستم
 
تا دریابم که  در هر چه روی می دهد
 
رحمت تو نهفته است.
 
مرا خردی بخش
 
که شکست را توقف نداند
 
وآن را نردبانی برای فراز به اوج ببیند
 
تا دریابم ،‌ راه موفقیت من را

  نوشته شده در  85/12/26ساعت 8:47 AM  توسط مينا  | 

روز تولد من

 

من اومدم به دنیا که عاشق تو باشم
خدا کنه بتونم که لایق تو باش.....

 

يه ساله ديگه گذشت و تو نيومدی کنارم... ولی هنوز عاشقت هستم...

اين دل عاشق من عاشقته هنوزم
نميدوني عزيزم چي آوردي بروزم

عاشقتم هنوزم.....

عاشقتم هنوزم....

عاشقتم هنوزم...

 

  نوشته شده در  85/12/26ساعت 8:43 AM  توسط مينا  | 

 
                                    

باز خواهم گشت
تقدیم به تمام عشاق و دردمندانی که در راه عشق فنا شدن.

دوباره باز خواهم گشت...

نمی دانم چه هنگام٬از کدامین راه...

ولی یکبار دیگر باز خواهم گشت...

و چشمان تو را با نور خواهم شست...

به دیوار حریم عشق یکبار دگر٬من تکیه خواهم کرد...

رسوم عشق ورزی را دوباره زنده خواهم کرد...

به نام عشق و زیبایی٬دوباره خطبه خواهم خواند...

 


رفتی  

رفتي و خاطره هاي تو نشسته تو خيالم
بي تو من اسير دست ارزوهاي محالم
ياد من نبودي اما من به ياد تو شكستم
غير تو كه دوري از من دل به هيچ كسي نبستم
هم ترانه ياد من باش بي بهانه ياد من باش
وقت بيداري مهتاب عاشقانه ياد من باش
اگه باشي با نگاهت ميشه از حادثه رد شد
ميشه تو اتيش عشقت گر گرفتن و بلد شد
اگه دوري اگه نيستي نفس فرياد من باش
تا ابد تا ته دنيا تا هميشه ياد من باش

  نوشته شده در  85/12/26ساعت 8:39 AM  توسط مينا  | 

 

 

کاش در دهکده عشق فراواني بود توي بازار صداقت کمي ارزاني بود کاش اگر گاه کمي لطف به هم مي کرديم مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود

عشق آن چيزي است که در اوج خستگي لبخند را به لبانت مي آورد. زيبايي عشق را به وجود نمي آورد ،بلکه عشق است که زيبايي را به وجود مي آورد.

 

بيا اي ناجي قلبم بي تو قلب من شکسته اين همون دل شکسته است که به انتظار نشسته اي تو تنها خوب دنيا بي تو من تنها ترينم با تو مثل يک ستاره بي تو من خاک زمينم عاشقم،عاشقترينم بگو که اينو ميدونم حالا که از عشقت ديوونم بگو که با تو مي مونم اي تو تنها خوب دنيا بي تو من تنها ترينم با تو مثل يک ستاره بي تو من خاک زمينم مي خوام از دست تو گهواره بسازم سر بزارم روي دستات به سعادتم بنازم مي خوام اون چشماي دريايي رو آيينه کنم با نگاهت توي چشمام دردمو تازه کنم تو که نيستي دنيا تاريکه براي دل خسته ام بي تو من تنهاي تنهام دل به خلوت تو ب?

هرگر زشراب ناب غاقل نشويد ديوانگي عالميست عاقل نشويد کي شاخه گل شدن بود حاصلتان برصفحه چرخ عرش اگر گل نشويد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ درکاسه ماه نو مي زرد بريز انديشه مکن از عم و بي درد بريز بشکن زره گناه و در اوج حضيض در جام دعاي دل مي سرد بريز

 

دلم خيلي برات تنگ شده به اين خدااااااااااااااااااااااااااا

 

همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد

 

 

 

 

 

 

  نوشته شده در  85/12/26ساعت 8:33 AM  توسط مينا  | 

عشق یعنی چه

اگه تو يکی رو خيلی دوست داری   ،   دليل نميشه که اون هم تو رو همون قدر دوست داشته باشه .....

فقط بايد اميدوار باشی که دونه های محبتت آروم آروم تو دلش ريشه کنه ..... و اگه تو دل اون ريشه نکرد  خوشحال باش که تو دل تو ريشه کرده ...

 و بدون اينقدر خوشبخت هستی که هميشه چيزی برای بخشيدن داشته باشی

*******************************************************

عشق يعنی احمقانه ترين اعتياد دوست داشتنی دنيا که هزار بار ترکش می کنی و باز می ری سراغش!عشق يعنی خر شدن!يعني لبه ی تيغ...يعنی مقدس ترين و گناه آلوده ترين حس آدمی

 

عشق يعنی ....رنگ سرخ روی گونه ها.....عشق يعنی لرزيدن دل.....عشق يعنی....بت پرستی.. عشق يعنی...انتظار.....عشق يعنی....شکست.....عشق يعنی....وفا.....عشق يعنی...شرم و حيا عشق يعنی...لبخند .

 

.

  نوشته شده در  85/12/08ساعت 12:11 PM  توسط مينا  | 
 

با یادتو ُبا نام تو می نویسم ای عشق

به یاد اون نگاه اول به یاد اون لبخنداول

به یاد تمام لحظه های زیبای اول آشناییمون

به یاد اون تپش قلبهاییکه با دیدن همدیگه به سراغمون می اومد

به یاد اون دست پاچگیها

به یاد اون منمن کردنامون

می نویسم اما با خون دل یاد می کنم از اون لحظات خوش از دست رفته

همیشه در قلب من باقی می مونی ای عشق

  نوشته شده در  85/11/24ساعت 4:31 PM  توسط مينا  | 
به نام حق
             
برگزیده هایی از نامه ای به قلبم
قلب من من هرگز تو را سرزنش ومحکوم نخواهم کرد .هرگز از آنچه میگویی احساس شرم نخواهم کرد. می دانم که تو  فرزند محبوب خدا هستی و او تو را در �ناه �رتو عشق و جلال خویش می گیرد
قلب من من به تو ایمان دارم من طرفدار تو هستم و همواره برایت دعا میکنم دعا میکنم که به کمک وحمایتی که احتیاج داری برسی
قلب من من به تو ایمان دارم معتقدم که تو عشقت را با هر کس که به آن نیاز داشته باشد یا شایسته اش باشد قسمت خواهی کرد معتقدم که راه من راه توست وما همراه هم به سوی روح القدس گام بر می داریم
از تو میخواهم به من اعتماد کنی بدان که به تو عشق می ورزم و می کوشم که تمام آزادیی را که برای شادمانه ت�یدن در سینه ام به آن نیاز داری به تو بدهم
هر کاری لازم باشد انجام می دهم تا هرگز از حضور من در گرداگردت احساس دلتنگی نکن
 
  
           
 
 
دست همسرت را بگیر!
 
 
ز راه نرسیده، دنبال چیزی می‌گردد كه به آن گیر بدهد. چرا خانه بوی پیاز داغ می‌دهد؟ چرا روی تلویزیون خاك نشسته؟ دستشویی چرا صابون ندارد؟ این چه غذایی است كه درست كردی؟
انگار آرام و قرار ندارد. حواسش این‌جا نیست. دایم از این طرف خانه اجاره‌ای قدم می‌زند به آن طرف، سرجایش نمی‌تواند بنشیند.
غذا را خورده و نخورده، بلند می‌شود، از این كار به آن كار، خودش را مشغول می‌كند. این یعنی استرس همسر شما را در چنگ خودش گرفته. فكر می‌كنید شما به‌عنوان یار غم‌خوار و شریك غم و شادی می‌توانید كمكی به او بكنید؟
فرقی ندارد منشأ این استرس چیست، گاه ممكن است سركار برای شوهرتان اتفاقی افتاده‌باشد، مشكلی كه آن را مثل یك كلاف در هم پیچیده، كاملا غیر قابل‌حل می‌داند.
گاه ممكن است فقط دیدن منظره یك تصادف، احساس تلخ و پرآشوبی را در روح زنانه همسرتان، به پا كرده‌باشد. شما می‌توانید در مقابل این صحنه‌های داد و فریاد یا اشك و زاری، در مقابل شروع كنید به ایراد گرفتن و به هم ریختن اعصاب خودتان و همسرتان، یا بزنید به شوخی و مسخره‌بازی، كه ?از این لوس‌بازی‌ها در نیار!?، اما می‌توانید راه‌هایی را یاد بگیرید، كه با استفاده از آن استرس همسرتان را كم كنید.

● دستم را بگیر

نتایج آخرین تلاش‌های محققان می‌گوید كه یك راه مهم و موثر برای كم كردن استرس همسر، این است كه همسرش دست او را بگیرد.
قابل توجه خانم‌هایی كه از سختی‌ها و مشكلات روزگار به تنگ آمده‌اند، محققان می‌‌گویند در این حالت گرفتن دست همسر، می‌تواند كمك كند تا با این سختی‌ها بهتر كنار بیایند. هفته پیش پایگاه اینترنتی Health Day گزارش كرد كه تحقیقات دانشمندان دانشگاه ویرجینیا، نشان می‌دهد كه برای خانم‌هایی كه دچار تنش و اضطراب هستند، لمس دست هر آدمی موثر است، اما بهتر از همه دست همسر است.
آن‌ها برای فهمیدن این اثر، گروهی از خانم‌های داوطلب را انتخاب كردند و آن‌ها را به سه گروه تقسیم كردند، در یك گروه موقع اضطراب همسرشان دست آن‌ها را لمس می‌كردند، در گروه دیگر، یك فرد غریبه دست آن‌ها را لمس می‌كرد و گروه سوم هم به‌‌عنوان شاهد، هیچ كاری انجام نمی‌دادند. در این حالت سیگنال‌های مغز هر سه گروه در هنگام اضطراب، بررسی شد.
محققان متوجه شدند بهترین اثر را گرفتن دست همسر دارد، زیرا فرد را از حالت هیجانی و برانگیخته، به وضعیتی آرام‌تر و متعادل‌تر می‌رساند. آن‌ها می‌گویند كه این حس احتمالا یادآوری‌كننده دوران كودكی و آرامش و امنیتی است كه از لمس دست مادر، در آن دوران، به آن‌ها دست می‌داده است.

● ازدواج جلوی فشار زندگی را می‌گیرد

صمیمیت با همسر فایده‌های بی‌شماری دارد. شاید فكر كنید این محققان با پدر و مادرهایی كه آرزوی عروس و داماد شدن بچه‌های‌شان را دارند، دست‌شان توی یك كاسه است، اما آن‌ها اعلام كرده‌اند كسانی كه ازدواج می‌كنند، فشار خون پایین‌تری دارند و كمتر از بقیه در معرض خطر بیماری‌های قلبی و عروقی هستند. البته این به شرطی است كه ازدواج، ازدواج موفقی باشد و شب و روزش جنگ و دعوا نباشد.
سخنگوی موسسه قلب بریتانیا در این باره می‌گوید: ?داشتن یك حمایت احساسی از سوی كسی كه او را دوست داریم، به ما كمك می‌كند تا درست با استرس‌ها كنار بیاییم. ما در پی اثبات و یافتن چگونگی این پدیده هستیم? دانشمندان كانادایی هم به تازگی ثابت كرده‌اند كه محبت و حمایت همسر و صمیمیت بین زوجین باعث پیش‌گیری از ابتلا به یكی از خطرناك‌ترین بیماری‌های بدن انسان، یعنی فشار خون بالا می‌شود.
دانشمندان دانشگاه تورنتو در یك تحقیق جالب روی ۲۱۶ زن و مرد، به مدت یك سال، دریافتند كه كسانی كه دارای شغل‌های پراسترس هستند، ولی روابط صمیمی با همسرشان دارند، دچار فشار خون بالا نمی‌شوند.
محققان كانادایی ابتدا تمام این ۲۱۶ نفر را كه ۴۰ تا ۶۵ سال سن داشتند، از نظر میزان فشار خون و استرس‌های شغلی و میزان صمیمیت آن‌ها با همسرشان بررسی كردند. پس از یك سال، دوباره میزان فشار خون و استرس‌های شغلی و همبستگی زناشویی این ۲۱۶ نفر را ارزیابی كردند. نتیجه این بود كه فشار خون همه افرادی كه مشاغل سخت و پرتنش داشتند، اما در منزل از حمایت روانی همسرشان برخوردار بودند، پس از یك سال مختصری كاهش یافت.
در حالی كه هم‌سن‌وسالان این افراد، حتی با مشاغل بسیار كم‌استرس‌تر و راحت‌تر، به طور معمول مختصری دچار افزایش فشار خون می‌شوند.مطالعه دیگر نشان داده كه ازدواج موفق می‌تواند افسردگی دو طرف را تا حد زیادی پایین بیاورد. البته نه این‌كه داروهای ضد افسردگی‌تان را بی‌خیال شوید و فقط گرمای زندگی زناشویی را بالا ببرید!

● چند پیشنهاد

كم كردن استرس راه‌های متفاوتی دارد، كه شما می‌توانید با پیشنهاد آن به همسرتان به او كمك كنید از شر این استرسی كه دارد روحش را می‌جود، راحت شود.

▪ برو حمام: استفاده از دوش آب گرم می‌تواند به همسرتان كمك كند، آرام‌تر شود و بتواند به فكر حل منطقی مشكل‌هایش باشد.

▪ درباره احساسی كه داری، حرف بزن: از او بخواهی درباره حسی كه دارد و فكر ناجوری كه در ذهنش می‌چرخد، حرف بزند. مسایل پرتنش و گرفتاری‌های پرگره، وقتی از ذهن انسان، جدا می‌شود و به دنیای كلمه‌ها وارد می‌شود، ذهن را آزاد می‌كند. برای حرف زدن درباره ناراحتی‌ها، چه كسی بهتر از همسر محترم؟

▪ نفس عمیق بكش و یك لیوان آب بنوش: البته مراقب باشید این جمله‌ها را با مهارت به‌كار بگیرید و به موقعیت هم توجه كنید، ممكن است همسرتان، به خصوص آقایان، با شنیدن این جمله نزدیك‌ترین گلدان را روی سر شما بشكند. ?من می‌گم حالم بده، تو می‌گی نفس عمیق بكش؟ این سوسول‌بازی‌ها را از كی یاد گرفته‌ای؟? (آن‌وقت ممكن است دیگر اجازه ندهد، همشهری خانواده را بخوانید!)

▪ بخواب، فردا حرف می‌زنیم: گاهی وقت‌ها خواب ناكافی باعث می‌شود آدم همه چیز را قاطی كند. تمركزش كم شود و نتواند درست تصمیم بگیر. این‌ها همه باعث می‌شود یك حلقه معیوب درست شود. یعنی استرس بیشتر می‌شود و استرس بیشتر مشكل‌ها را بیشتر می‌كند و مشكل بیشتر هم باز استرس را بیشتر می‌كند. بنابراین یك توصیه مناسب به همسرتان، به خصوص اگر می‌بینید اخیرا خوابش كم شده، این است كه به اندازه كافی برای خوابیدن وقت بگذارد.

▪ برنامه‌ریزی داشته باش: زمان را كه درست مدیریت كنی، استرس‌ات كم می‌شود. به همسرتان كمك كنید به برنامه‌هایش اولویت بدهد. كدام كارها لازم‌تر و حیاتی‌تر است و كدام كارها را می‌توان برای بعد گذاشت.

▪ بزن به دنده شوخی: البته در به كار بردن این روش احتیاط كنید، درست مثل روش‌های قبلی، ممكن است همیشه جواب ندهد.

دست همسرت را بگیر...
 
 
    
  به زنده رود ، سایت بزرگ ایرانیان خوش آمدید.
 
 
قاضي الحاجات : كسي كه برآورنده حاجات و مقاصد است
 
آداب ذکر و ختم صلوات
 
  1. طهارت : شرط قبولی و استجابت دعا و ذکر ختم صلوات ، داشتن طهارت جسم و باطن می باشد .
  2. قطع امید : شرط استجابت دعا ، قطع امید از همه می باشد . جسم و جان ذاکر باید فقط به امید خدا باشد . حضرت امام صادق علیه السلام  می فرمایند : باید از تمام مردم ناامید گشت و جز به درگاه خدا امیدی نداشت .
  3. یقین : شرط استجابت دعا این است که ذاکر یقین داشته باشد که خدا توانایی آن را دارد که هرچه اراده فرماید انجام دهد .
  4. دعای غریقی : یعنی اینکه جز خدا نجاتی برای خود نمی بیند ، و کمک و نجات را فقط از آنِ خداوند بداند و بس ، زیرا خداوند به عیسی بن مریم ( ع) فرمود : مرا چون غریقی دعا کن که پناه و نجاتی جز من نداری .
  5. ستایش : ستایش خدا قبل از شروع ذکر ، از لوازم مهم بندگی می باشد ، زیرا حضرت امام علی علیه السلام می فرمایند : ستایش پیش از درخواست است ، یعنی هر دعایی که پیش از آن حمد و ثنای تعالی نباشد ناتمام و بریده است .
  6. اعتراف به گناه : یعنی اعتراف کن که گناهان تو را از بساط قرب دور ساخته و موجبات بلا را فراهم آورده ، اعتراف بنما و عفو و پوزش از خداوند بخواه .
  7. طلب عفو : یعنی از برخی گناهانی که قلبت را تیره نموده و دعاهایت را حبس نموده ، طلب بخشش و عفو کن که کمترینش هفتاد مرتبه ? استغفرالله و اتوب الیه ? گفتن است .
  8. حضور قلب : وقتی باطن خود را از نجاسات و شهوات نفسانی پاک کردی و درون خود را درون تکانی کردی ، حضور قلب حاصل می شود . رسول خدا صلی الله علیه و آله  می فرمایند : آن مقدار از نماز قبول می شود که به خدا توجه قلبی داشته باشی .
  9. نیت قلب : از مهمترین مسایل و آداب ذکر و ختم و توسل ، نیت قلبی است که اگر تحقق نیابد زبان به ذکر حقیقی مشغول نمی شود و قلب سرگرم چیز دیگری است . حضرت امام صادق علیه السلام  می فرمایند : صلوات را با خلوص و نیت قلبی بگویید .
     زمان :  برای بعضی ذکر ها و صلوات ها زمان مخصوصی با کیفیت ویژه ای تعیین شده است ؛ چنانکه معصومین علیهم السلام برای بعضی از صلوات ها ، پس از نماز صبح یا بعد از نماز مغرب ، یا شب و روز ، یا عصر روز پنجشنبه ، یا روز جمعه و یا شب جمعه را معین فرموده اند .
 
 . عدد ذکر : انتخاب عدد ذکر یکی از احکام مهم ذکر و ختم است که باید به آن توجه داشت ؛ یعنی همان تعداد و مقداری که از ناحیه معصومین علیهم السلام معین شده است عمل کرد ، چنانکه برای صلوات سه مرتبه ، ده مرتبه ، صد مرتبه و هزار مرتبه را بیان فرموده اند .
 
 
       گوشه ای از نصایح لقمان
 
?         اگر در کودکی خود را ادب کنی، در بزرگی از آن بهره مند می شوی.
 
  • از کسالت و تنبلی بپرهیز، بخشی از عمرت را برای آموزش قرار بده و با افراد لجوج، گفتگو و جدل نکن.
  • با دانشمندان مجادله مکن، با فاسقان رفیق مشو، فاسق را به برادری مگیر و با افراد متهم، همنشین مشو.
  • تنها از خدا بترس و به او امیدوار باش. بیم و امید نسبت به خدا در قلب تو یکسان باشد.
  • اگر با تو مشورت کردند، دلسوزی خود را خالصانه به آن ها اعلام کن. اگر از تو کمک و قرضی درخواست کردند، مساعدت کن و به سخن کسی که سن او بیشتر از توست، گوش فرا ده.
  • نمازت را در اول وقت بخوان، نماز را حتی در سخت ترین شرایط به جماعت بخوان.
  • دو چیز را هرگز فراموش مکن : خدا را و مرگ را.
  • دو چیز را همیشه فراموش کن : به کسی نیکی کردی ، کسی به تو بدی کرد.
  • به مجلسی وارد شدی، زبان نگهدار.
  • به سفره ای وارد شدی، شکم نگه دار.
  • به خانه ای وارد شدی، چشم نگه دار.
  • به نماز ایستادی، دل نگه دار.


  HydroForum ? Group
 
  نوشته شده در  85/11/09ساعت 10:16 AM  توسط مينا  | 
 
 
از برج مراقبت مزاحمتون مي شم.اگه تو قلبتون
جا هست اجازه فرود مي
خواستم. اجازه هست؟
************
شايد کسي را که با او خنديده ايد فراموش کنيد
.اما کسي را که با او
گريستيد هرگز فراموش نخواهيد کرد
************
غم و شادي در يک خانه زندگي مي کنند به آهستگي
شادي کن تا غم بيدار نشود
************
يک بچه همواره مي تواند سه چيز به يک آدم بزرگ
بياموزد : ۱- شاد بودن
بدون دليل ۲- دائم به کاري مشغول بودن ۳- تقاضا
کردن آنچه با تمام وجود
مي خواهد
************
هر كجا محرم شدي چشم از خيانت بردار اي بسا
محرم كه تا يك نقطه مجرم مي شود
************
دل آدمي بزرگتر از اين زندگي است و اين، راز
تنهايي اوست
************
اخم نکنيد هرگز نمي دانيد چه کسي ممکن است با
يک تبسم عاشقتان شود
************
همه چيز در پايان خوب است. اگر خوب نباشد
بدانيد که هنوز به نقطه پايان
نرسيده است
************
همه ميگن بايد براي رسيدن به عشقش از تموم
دنيا بگذره ولي تو كه دنياي مني
چطور ازت بگذرم؟
 
************
احمقانه است که بخواهي از اشتباهات ديگران در
امان باشي . چنين کاري غير
ممکن است . فقط سعي کن از اشتباهات خودت در
امان باشي
************
ولتر:شما ممکن است بتوانيد گلي را زير پا
لگدمال کنيد، اما محال است
بتوانيد عطر آنرا در فضا محو سازيد
************
نردبان اين جهان ما ومنيست عاقبت اين نردبان افتادنيست لاجرم آن كس كه بالاتر نشست استخوانش سختر خواهد شكست
************
به چشمان خود هم غمت را مگو که ميگريد و سر نگه دار نيست
************
دوستي ازدواج روح است درآن طلاق وجدايي جايز نيست.
************
از کبوترپرسيدم : زندگي چيست؟ پرهايش را تکان داد و جواب نداد ازدريا پرسيدم:زندگي چيست؟ خروشيد و جوابم را نداد ازآفتاب پرسيدم:زندگي چيست؟ غروب کرد وجوابم را نداد ازانسان پرسيدم:زندگي چيست؟ گفت: زندگي خون دل خوردن است اولش عشق وبعد مردن است.
 
 
  نوشته شده در  85/10/05ساعت 8:25 AM  توسط مينا  | 
 
 
من نباشم
من نباشم کی تو رؤیا ، موهاتو ناز می کنه ؟
 کی با بالای شکسته با تو پرواز می کنه ؟
 راس بگو من که نباشم اخمای پیشونیتو
 کی میاد دونه دونه با حوصله باز می کنه ؟
 من نباشم کی می شینه تا سحر بالای سرت ؟
 کی میاد برداره اشکو از رو چشمای ترت ؟
من نباشم کی میاد موقع رفتن اشکاشو
می کنه بدرقه ی راه بلند سفرت ؟
 من نباشم کی گلای خواهشت رو آب میده ؟
کی به فریادت با حس عاشقی جواب می ده ؟
 راس بگو به غیر من کدوم دیوونه ای میاد
 واسه هر اشاره کردنت دو تا کتاب می ده ؟
 من نباشم کی میاد با خواهش و با التماس
 با یه عالم گل ارکیده و کلی گل یاس
 منت چشماتو می کشه فقط به این امید
 که بهش بگی برو ، شعرای تو پر از خطاس
من نباشم کی میاد ناز نگاتو می خره ؟
 کی میاد دنبال تو تو رو تا خورشید می بره ؟
من نباشم کی میگه همیشه حقا با توا ؟
 واسه ی خاطر تو جون می ده پشت پنجره
 من نباشم کی می باره تو زمون تشنگیت ؟
 کی می خواد تو رو مث من تو تموم زندگیت ؟
 من نباشم کی با چشمای تو سازشش می شه ؟
 با تموم مهربونی و غم و دیوونگیت
من نباشم کی واسه خوابت لالایی می خونه ؟
 تو تو هر هوایی باشی ،‌ باز تو دنیات می مونه ؟
 من نباشم کی بهت می گه بازم عاشقتم ؟
اگه حتی دلمو بشکنه و برنجونه
 من نباشم کی تحمل می کنه کار تو رو ؟
 با رقیب گشتنا و اذیت و آزار تو رو
 تو خودت داور میدون شو بگو من نباشم
 کیه که جواب نده تلخی رفتار تو رو ؟
من نباشم کی برات قصه می گه تا بخوابی ؟
کی میاد سراغ رؤیات تو شبای مهتابی ؟
 من نباشم کی بیداره تا تو خوابت ببره ؟
 کی قایم می شه لای ابرا که راحت بتابی ؟
 من نباشم کی کلافت می کنه با سوالاش ؟
کی تو رو بهم می ریزه ، با بیان خیالاش ؟
 ولی بی انصافیه ،اینم بگم ، من نباشم
 کی تو نامه جای اسمت ماهو می ذاره بالاش ؟
 من نباشم کی تو هر چیزی بگی گوش می کنه ؟
 کی به خاطر تو دنیا رو فراموش می کنه ؟
 من نمی گم تو بگو که کی زمون قهر تو
 همه ی مردم دنیا رو سیاپوش می کنه ؟
 من نباشم کی تو رؤیا درو روت وا می کنه ؟
 هر چی که گم می کنی یه جوری پیدا می کنه
واسه ی من افتخاره ، نگی منت می ذاره
ولی که اندازه ی من ، زیبا ‌زیبا می کنه ؟
من نباشم کی به مرغ عشق تو دونه می ده ؟
 کی به طاووس قشنگ آرزوت لونه می ده ؟
 کی به اون سری که توش عشق یه آدم دیگس
 با نهایت جنون و عاشقی شونه می ده ؟
 من نباشم کی واست حرفای رنگی می زنه ؟
 دیگه کی حرف چش به اون قشنگی می زنه ؟
 کی میاد به جای طرحای قدیمی و زیاد
روی نامه طرح برگ توت فرنگی می زنه ؟
 من نباشم کی میاد انقدر برات دعا کنه ؟
 هر چی برگردونی رو تو ، باز تو رو صدا کنه
 کیه که بدونه دیشب با رقیبش بودی و
 انقد عاشقت باشه ، بازم بهت نگاه کنه ؟
 من نباشم می دونم تو استراحت می کنی
 اولش ساده به این نبودن عادت می کنی
 اما وقتی فهمیدی راس راسی عاشقت بودم
 نمی گی اما یه کم ، احساس غربت می کنی
 من نباشم اگه حس کردی یه کم غریب شدی
 از یه عاشق یا یه شمع سوخته بی نصیب شدی
 بنویس رو کاغذ و بده دس باد بیاره
 بنویس فقط تویی ، چون دیگه بی رقیب شدی
 من میام گذشته رو می دم دس آب روون
 بعدشم با التماس بهت می گم دیگه بمون
اگه پای کسی تو زندگی ما وا نشه
می تونیم با هم بریم تا هفت تا شهر آسمون
 من نباشم یه روز امتحان کن و بگو چی شد
 اگه امتحان می کردی تو ، چه قد چیزا می شد
 بعد امتحان اگه یه وقت کسی بود مث من
 نشونم بده بگو شاگرد اولت کی شد ؟
 من نباشم می دنم فکر می کنی خود خواهیه
 ولی این حقیقته ، قصه آب و ماهیه
 هیچ کسی نمی تونه انقد دوست داشته باشه
 عشق من یه عشق آسمونی و الهیه
من نباشم ولی نه ،‌ باید خودت بگی بیا
 تو باید فرقی بذاری میون عاشقیا
 دیگه ما تو عصرمون لیلی و مجنون نداریم
قلبامون سنگی شدن ،‌ رنگ دلامونم سیا
 من نباشم به خدا قدر تو رو نمی دونن
 دوس دارن باهات بسازن و لیکن نمی تونن
 من می رم تا که نباشم ولی یک چیزو بدون
 اونا هیچ کدومشون آخر باهات نمی مونن
مریم حیدرزاده
  نوشته شده در  85/10/05ساعت 8:22 AM  توسط مينا  | 
 
اين طلوع هم مثل روزهاي بي فروغ ديگرم گذشت
اين شبم مثل شبهاي ديگر سياه زندگانيم گذشت
اين همه اميد و اين همه مهر هم گذشت
براي ديدنت
براي ماندنت كنار من
براي يك نگاه هر چند سرد تو 
براي لمس كردن دست من
براي آنكه دوباره عاشقم شوي
مرا شبيه يك قلم درون دست خود بگيري و نوازشم كني
براي آنكه دوباره در درون قلب تو شكوفه اي كنم
براي زنده ماندنم
 به هر دري زدم
به هر كه گفتي و نگفته اي سر زدم
كسي از درون تو براي من خبر نداشت
اين همه رنجش و بي اعتناييت به روي عشق من اثر نذاشت
از روز رفتن تو اين همه سروده ام
در جواب من، خاموش مانده اي چرا
  نوشته شده در  85/10/05ساعت 8:18 AM  توسط مينا  | 
زان خوبتری که کس خیال تو کندیا همچو منی فکر وصال تو کند الحق که بر آفرینش خود نازدایزد که تماشای جمال تو کند****
من بنده ی آنم که ببوسد دهن تو وز هر دهنی نشنود الا سخن تواندیشه ی مردم همه از شور قیامت تشویش من از قامت عاشق فکن تو شاید که شود رنگ بخون دل شیرین هرتیشه که بر سنگ زند کوهکن تو****
نرگس بیمار تو گشته پرستار من تا چه کند این طبیب با دل بیمار من خفته ی بیدار گیر گرچه ندیدی ببینچشم پر از خواب خویش دیده ی بیدار منهرچه لبم بوسه زد گندم خال تو را یک جو کمتر نشد خواهش بسیار من
  نوشته شده در  85/10/05ساعت 7:55 AM  توسط مينا  | 
ياقوت معطر را دوست دارم و به خاطر ناز بدنش در لباس نيلوفری  درياي دلم هنوز طوفاني است و هنوز همان زورق بي بادباني كه در جست و جوي تو به ابديت خواهم رسيد. دلم برايت تنگ است. نميداني من از حصار تنهايي خويش براي تو مي نويسم . من از قصه ها و درياهايي مينويسم كه تو فراموششان كرده اي . از عشق كه بي هيچ آغازي به پايان رسيد. من از اشكهايي مينويسم كه قطره قطره چكيده اند و خشك شده اند و از چشمه هايي كه ديگر نجوشيدند. من هنوز همان پرنده تك نوا ز عشقم من هنوز همان قايق شكسته بي بادباني هستم كه ساحل را در روشنايي كم سوي فانوس عشق تو ميبينم و حتي گاهي براي رسيدن به ساحل مي گريم . گوش كن صداي گريه اش را ميشنوي ؟؟؟صداي قلب پاره پاره ام را ميگويم . آخر تو ميداني با من چه كردي؟تو قلبم را ربودي , احساسم را تكه تكه كردي, تو من را دزديدي من در زير فشار كفشهاي تو شكفتم و شايد همان تازه گلي بودم كه زير چكمه هاي باغبان له شد . من در جستجوي ابتدايي براي آغاز بودم و تو هميشه ابتدايي ترين واژه براي بيان انتها بودي . من به دنبال دستي بودم براي دوباره روئيدن , دوباره كاشتن و تو هميشه همان دستي بودي كه گل مي چيد . تو همان احساسي بودي كه هرگز باور نشد . همان شعري بودي كه هيچ گاه آغازي نداشت و من همان
كبوتر خسته بالي بودم كه در عشق تو اسير ماندم
 
 
چشمهايم را مي بندم
و زير لب آرام آرام زمزمه مي كنم :
گل من !
زندگي ،‌بدون روزهاي بد نمي شود؛ بدون روزهاي اشك و درد و خشم و غم .
اما ،‌روزهاي بد ، همچون برگهاي پاييزي ،  شتابان فرو مي ريزند ، و در زير پاهاي تو، اگر بخواهي ، استخوان مي شكنند ،‌و درختْ استوار و مقاوم بر جاي مي ماند.
گل قشنگ من !
برگهاي پاييزي ، بي شك ، در تداوم بخشيدن به مفهوم درخت و مفهوم بخشيدن به تداوم درخت ، سهمي از ياد نرفتني دارند ....
طعم حرفات هنوز شيرينه .
چه سخته با تو بودن و تنها موندن
چشمام رو مي بندم
سكوت مي كنم ....سكوت
و مزه شور قطرهاي بي تاب،دهان خشكم را به ضيافت مي خواند
چشمهايم هنوز بسته است
باور كن
 
 
امشب ديگر برای تو می نويسم....
آری تو ، باز هم تو ، فقط تو...برای تو که آبی ترين ، آبی ها هستی ..کلامم تلخ است ، روزگار
و قلمم تلخ تر . هر چه در دفترم نوشتم مشق درد بود.اما نوبت تو که رسيد ، شيرين شيرين
شد.اصلا تو يک معمای هميشه تازه و شيرينی ، ناشناخته . دوست داشتنی ، مثل عشق ، مثل
درخت...پس خوشا به حال من که باز شب از تو و برای تو می نويسم...
   
         
  نوشته شده در  85/10/02ساعت 8:6 AM  توسط مينا  | 
 
 
كاش ميشد راز چشمان تورا با اشك ماه روي گلبرگ گل سرخي نوشت يا نگاهت را ميان آسمان تا هميشه قاب كرد
 
 ،دوست دارم چشمهايت را قاب كنم و بر طاقچه دل بگذارم تا آخرين دلشوره هايم در شيريني نگاهت محو گردد
 
اگر آرزويم برآورده مي شد آرزو مي كردم كه اشك چشمهايت باشم تا در چشمهاي زيبايت متولد شوم روي گونه هايت زندگي كنم و روي لبهاي عاشقت بميرم
 
هر موقع خواستي از كسي جدا بشي يادت نره بهترين راه اينه كه بهش بگي براي هميشه خدانگهدار، شايد طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشكنه ولي بهتر از اينه كه منتظر بمونه
 
برای اینکه زیاد ببری، باید زیاد مسابقه بدهی.
  نوشته شده در  85/09/22ساعت 7:46 AM  توسط مينا  | 
 
شعاری برای زیستن
 
حرمت اعتبار خودرا هرگز در میدان مقایسه ی خویش با دیگران مشکن
که ما هر یک یگانه ایم
موجودی بی نظیر و بی تشابه .
و آرمان های خویش را به مقیاس معیارهای دیگران بنیاد مکن
تنها تو می دانی که "بهترین" در زندگانیت چگونه معنا می شود
از کنار آنچه باقلب تو نزدیک است
آسان مگذر
بر آنها چنگ در انداز ، آنچنانکه بر زندگی خویش
که بی حضور آنان ، زندگی مفهوم خود را از دست می دهد.
با دم زدن در هوای گذشته و نگرانی فرداهای نیامده
زندگی را مگذار که از لابلای انگشتانت فرو لغزد و آسان هدر شود.
هر روز همان روز را زندگی کن و بدینسان تمامی عمر را به کمال زیسته ای
 و هرگز امید را از کف مده آنگاه که چیز دیگری برای دادن در کف داری.
همه چیز در آن لحظه ای به پایان می رسد که قدم های تو باز می ایستد
و هراسی به خود راه مده از پذیرفتن این حقیقت که هنوز پله ای تا کمال فاصله باشد.
تنها پیوند میان ما خط نازک همین فاصله است
برخیز و بی هراس خطر کن ، درهرفرصتی بیاویز
وهم بدین سان است که به مفهوم "شجاعت" دست خواهی یافت.
آنگاه که بگویی دیگر نخواهمش یافت
عشق را از زندگی خویش رانده ای
عشق چنان است که هر چه بیشتر ارزانی داری سرشارتر شود
و هرگاه که آن راتنگ در مشت گیری آسانتر از کف رود
پروازش ده تا پایدار بماند
رؤیاهایت را فرومگذار که بی آنان زندگانی را امیدی نیست
و بی امید زندگی را آهنگی نباشد
از روزهایت شتابان گذر مکن
که در التهاب این شتاب نه تنها نقطه ی سرآغاز خویش
که حتی سرمنزل مقصود را گم کنی
زندگی مسابقه نیست ، زندگی یک سفر است
و تو آن مسافری باش که در هرگامش
ترنم خوش لحظه ها جاری است.
 
  نوشته شده در  85/09/22ساعت 7:41 AM  توسط مينا  | 

گذر لحظه ها
امروز وقتی از زیر یک درخت عبور می کردم صدای زیبایی گوشم را نوازش داد . اری صدا صدای خرد شدن برگهای مرده زیر پای من بود . نگاهی به درخت کردم هنوز درخت برگهای سبز داشت که به انسان شادی می داد.
می خواهم برایتان در باره برگ بگویم برگی که از تولد تا بعد از مرگ همیشه زیباست . اری وقتی برگ تولد می شود با ان رنگ سبز زیبایش به انسان شادی و تراوت خاصی می بخشد و انسان را زنده نگه می دارد و وقتی که مرگش فرا می رسد بدون هیچ منتی بر درخت از ان جدا می شود تا جایش را به جوانه تازه ای بدهد و با رقص در هوا دور تا دور خود را می بیند و از این دنیا خدا حافظی می کند و این خدا حافظی چه زیباست  در چشم هر انسان. به زمین که می رسد دیگر در این دنیا وجود ندارد ولی با عبور یک نفر از روی ان خرد می شود و صدای دل نشینی از ان پخش می شود تا دیگر اثری از ان در این جهان باقی نماند.
 
آرزو می کنم برای همه که فقط یک آرزو در دلتان باقی بماند.
 
 
  نوشته شده در  85/09/13ساعت 7:17 AM  توسط مينا  | 

طلسم رو بايد بشکنيم ما هم بشيم مثل همه
                                 حالا که بي وفاييه ما بي وفاتر از همه

هيچکسي غير از خود ما به داد ما نميرسه
                              عاشقيا رو هم ديديم به هوس يه بار بسه

عاشقي تو دوره ما والا سرو ته نداره
                              چيز به اين بي ارزشي چه چه و به به نداره

کوير خشک دلمون ديگه زده هزار ترک
                          غم ديگه بسه نازنين هرکي نموندش به درک

           


   چاکر هرچي بامرام , مخلص هرچي با وفا
                             در به درو هلاک يک همدم پاک و با صفا

خلاصه اينکه نازنين گذشته هارو بي خيال
                              پرواز رو عشق با وفا حتي بدون پرو بال
 
  نوشته شده در  85/09/02ساعت 8:54 AM  توسط مينا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM