تبليغاتX
راز یک نگاه **MSTERY ONE SIGHT**
 
 
 
سلام دوستان ٬بیش از هزار بار به خدای خود گفتم : " خدایا تو من گنه کار را ببخش ٬ قول میدهم دیگر مرتکب گناه تو نشوم. اما باز گناه کرده ام و بدتر از همه آنکه همان گناه را دوباره تکرار کرده ام!!! اما قربون خدای عزوجل برم که صبوری می کند و باز من را به سوی خود می کشاند و به من توفیق گریه می دهد و من گنه کار را جلوی دیگران رسوا نمی کند و پرده پوشی می کند . قربون خدای کریم و مهربانم برم."
 
پیامبر صل الله علیه و آله می فرماید : اگر آنقدر خطا کنید که خطاهایتان به آسمان برسد و سپس توبه کنید خدا توبه شما را می پذیرد.
 
نبی اکرم (ص) : اگر بندگان گناه نمی کردند ٬ خداوند عزوجل خلقی می آفرید که گناه کنند تا بیامرزدشان که او آمرزگار و رحیم است.
 
پیغمبر (ص) : خداوند تا دم واپسین توبه بنده را می پذیرد.  
 
رسول اکرم (ص) : خداوند با حیا و بخشنده است ٬ وقتی مردی دست های خود را به سوی او بلند کرد ٬ شرم دارد که آن را خالی و نومید باز گرداند.
 
حضرت محمد (ص) : خداوند پرده بنده ای را که یک ذره نیکی در او باشد نمی درد.
 
رسول خدا (ص) : خداوند وقتی خلق را بیافرید بر خویش مقرر داشت که رحمت من بر خشم من غلبه خواهد یافت.
 
نبی اکرم (ص) : خدا به جوان عابد بر فرشتگان مباهات می کند و می گوید بنده مرا بنگرید که بخاطر من از تمایلات خود چشم پوشیده است.
 
پیغمبر (ص) : خداوند گوید تا هنگامی که بنده ام مرا یاد می کند و لبهایش به نام من می جنبد با او هستم.
 
حضرت صادق علیه السلام فرمود : رسول خدا (ص) فرموده است: هر که یک سال پیش از مرگش توبه کند خداوند توبه اش را بپذیرد سپس فرمود : یکسال هر آینه زیاد است ٬ هر که یک ماه پیش از مرگش توبه کند خدا توبه اش را بپذیرد سپس فرمود : یک هفته زیاد است ٬ هر که یک روز پیش از مرگش توبه کند خدا توبه اش را بپذیرد ٬ سپس فرمود : یک روز زیاد است هر که پیش از دیدار مرگ ( ملک الموت ) توبه کند خدا توبه اش را بپذیرد.
 
حالا به نظر شما با داشتن چنین خدائی روا است که ما گناه کنیم ؟؟؟
 
 
 
  نوشته شده در  85/08/23ساعت 8:15 AM  توسط مينا  | 

  نوشته شده در  85/08/23ساعت 8:6 AM  توسط مينا  | 
 اي چراغ هر بهانه / از تو روشن ، از تو روشن
 
اي كه حرفاي قشنگت / منو آشتي داده با من
 
من و گنجشكاي خونه / ديدنت عادتمونه
 
از براي ديدن تو  / پر مي گيريم از تو لونه
 
باز ميايم كه مثل هر روز / برامون دونه بپاشي
 
منو گنجشكا مي ميريم / تو اگه خونه نباشي
 
هميشه اسم تو بوده / اول و اخر حرفام
 
بس كه اسم تو رو خوندم / بوي تو داره نفسهام
 
عطر حرفاي قشنگت / عطر يك صحرا شقايق
 
تو همون شرمي كه از اون  / سرخه گونه هاي عاشق
 
شعر من رنگ چشاته / رنگ پاك بي رياي
 
بهترين رنگي كه ديدم / رنگ زرد كهربائي
 
  نوشته شده در  85/08/23ساعت 8:4 AM  توسط مينا  | 

 چه قدر سخته تو چشماي کسي که تمام عشقت رو ازت گرفته

 و به جاش يه زخم هميشگي رو به قلبت هديه داده زل بزني

و به جاي اينکه لبريز کينه و نفرت بشي حس کني

که هنوز دوستش داري چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به ديواري تکيه بدي

که يه بار زير آوار غرورش همه وجودت له شده

چه قدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني

 اما وقتي ديديش هيچ چيز نتوني بگي

چه قدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه هاتو خيس کنه

 اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه هنوز دوستش داري

  نوشته شده در  85/08/09ساعت 6:48 PM  توسط مينا  | 

هر نفس آواز عشق می رسد از چپ و راست
 
ما به فلک می رویم عزم تماشا کراست

ما به فلک بوده ایم یار ملک بوده ایم
 
باز همانجا رویم جمله که آن شهر ماست


خود ز فلک برتریم و ز ملک افزون تریم
زین دو چرا نگذریم منزل ما کبریاست

گوهر پاک از کجا عالم خاک از کجا
بر چه فرود آمدیت بار کنید این چه جاست

بخت جوان یار ما دادن جان کار ما
قافله سالار ما فخر جهان مصطفاست

از مه او مه شکافت دیدن او برنتافت
ماه چنان بخت یافت او که کمینه گداست

بوی خوش این نسیم از شکن زلف اوست
شعشعه این خیال زان رخ چون والضحاست

در دل ما درنگر هر دم شق قمر
کز نظر آن نظر چشم تو آن سو چراست

خلق چو مرغابیان زاده ز دریای جان
کی کند اینجا مقام مرغ کزان بحر خاست

بلک به دریا دریم جمله درو حاضری
مورنه ز دریای دل موج پیاپی چراست

آمد موج الست کشتی قالب ببست
باز چو کشتی شکست نوبت وصل و لقاست

  نوشته شده در  85/08/02ساعت 5:3 PM  توسط مينا  | 

بارون رو قلب شیشه ها هی جا می ذاره رد پا
مثل تو که رو قلب من پا رو گذاشتی بی صدا

هنوز وقتی بارون میاد دلم عشق تورو می خواد
می گم به هر قطره ی بارون بگین به دیدنم بیاد

یادت میاد رو قلب من هی تازیانه می زدی
واسه رفتن به هر درو به هر بهونه می زدی

هنوز وقتی بارون میاد دلم عشق تورو می خواد
می گم به هر قطره ی بارون بگین به دیدنم بیاد

دل شیشه می لرزه مثل قلب من تو سینه
راستی چرا کسی نبود قلب منو ببینه
همه می گن بذار بره ,برگرده باز همینه
نمی دونن عاشقتم ,نقشی نداره کینه

هنوز وقتی بارون میاد دلم عشق تورو می خواد
می گم به هر قطره ی بارون بگین به دیدنم بیاد

بگین به دیدنم بیاد
  نوشته شده در  85/08/02ساعت 5:0 PM  توسط مينا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM