چه قدر سخته تو چشماي کسي که تمام عشقت رو ازت گرفته
و به جاش يه زخم هميشگي رو به قلبت هديه داده زل بزني
و به جاي اينکه لبريز کينه و نفرت بشي حس کني
که هنوز دوستش داري چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به ديواري تکيه بدي
که يه بار زير آوار غرورش همه وجودت له شده
چه قدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني
اما وقتي ديديش هيچ چيز نتوني بگي
چه قدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه هاتو خيس کنه
اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه هنوز دوستش داري
هر نفس آواز عشق می رسد از چپ و راست
ما به فلک می رویم عزم تماشا کراست
ما به فلک بوده ایم یار ملک بوده ایم
باز همانجا رویم جمله که آن شهر ماست
خود ز فلک برتریم و ز ملک افزون تریم
زین دو چرا نگذریم منزل ما کبریاست
گوهر پاک از کجا عالم خاک از کجا
بر چه فرود آمدیت بار کنید این چه جاست
بخت جوان یار ما دادن جان کار ما
قافله سالار ما فخر جهان مصطفاست
از مه او مه شکافت دیدن او برنتافت
ماه چنان بخت یافت او که کمینه گداست
بوی خوش این نسیم از شکن زلف اوست
شعشعه این خیال زان رخ چون والضحاست
در دل ما درنگر هر دم شق قمر
کز نظر آن نظر چشم تو آن سو چراست
خلق چو مرغابیان زاده ز دریای جان
کی کند اینجا مقام مرغ کزان بحر خاست
بلک به دریا دریم جمله درو حاضری
مورنه ز دریای دل موج پیاپی چراست
آمد موج الست کشتی قالب ببست
باز چو کشتی شکست نوبت وصل و لقاست
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|