تبليغاتX
راز یک نگاه **MSTERY ONE SIGHT**
 
 
 
يكي ازاساسي ترين توهمات آدمي
اينست كه گمان ميكند عشق را مي شناسد به همين سبب از تجربه ي عشق عاجز است
هركسي مي پندارد كه مي داند عشق چيست بنابراين نيازي به تجربه ي آن احساس نمي كند به همين دليل عشق بادنياي ما قهركرده است مابا عاشقاني روبروييم كه از عشق تهي اند والدين تظاهر مي كنند كه فرزندانشان را دوست دارند شوهران تظاهر مي كنند همسران تظاهر مي كنند تظاهروتظاهر البته هيچ كس به عمد اينكاررا نمي كند بسياري از آنها نمي دانند كه چنين مي كنند ايكاش از همان ابتدا آدمها مي آموختند كه عشق برترين هنر زندگي ست به جادو مي ماند ومعجزه مي كندايكاش مي آموختند كه عشق رابايد كشف كرد بايدبراي كشف آن زحمت كشيد بايدبه ژرفاي آن رفت وشيوه ها ي آنرا آموخت عشق هنراست عشق ورزيدن مهارت نيست بلكه امكاني بالقوه در همگان است به همين سبب اميد آن هست كه روزي همگان به بلنداي بلند عشق صعود كنند درواقع تنها درچنان روزيست كه انسانيت حقيقي زاده ميشود ما هنوز پيش از آن واقعه ي عظيم زندگي مي كنيم آن واقعه ي بزرگ وبا شكوه هنوز رخ نداده است
 
  نوشته شده در  85/07/16ساعت 8:48 AM  توسط مينا  | 
از خدا پرسيدم: عشق يعني چه؟
گفت: عشق همان است كه وقتي عاشق مي شوي،
در چشمهايت احساس مي كني...
 
و اين دليل آن است كه خدايم از چشمهايم حال دلم را مي شناسد ...
 
 
خداي من، خداي همه اتفاق هايي است،
كه ممكن است يك روز صبح براي ما رخ دهد،
و خداي همه پرنده هايي كه زير ناودان خانه دارند،
خداي همه فرزنداني كه مادر را دوست دارند،
و خداي مادراني كه فرزند ندارند،
و خداي عاشق هاست ...
 
خداي من عاشق است ...
 
خداي من عاشق آهوهاست با آن چشمهايشان،
و عاشق گل هاست، با آن لطافتشان،
و عاشق بندگان است،
با آن عشقشان ...
 
خداي من عاشق سا . . . ست ...
 
اين سا . . . ، با همه سا . . . هايي كه تا اينجا گفته ام فرق دارد... مثلا شايد فاطمه است ...
 
خداي من آنقدر هست كه مي شود در دست بگيريش،
و آنقدر جاري است كه مي تواني در بودنش آب تني كني،
و آنقدر ...
 
خدايم گاهي مي آيد مي نشيند در من،
نفس مي كشد در من،
فرياد مي زند در من،
و من شايد او را بار نخست در حوالي خانه اش ديدم،
كه شانه به شانه طواف كنندگان،
قدم مي زد ...
خدايم در من مست مي شود گاهي، نمي دانم كجاي وجودم ميخانه هست كه من بيخبرم ...
 
باور كنيد، خدا را مي شود ديد،
چشم بستني مي خواهد، به قدر يك پلك زدن ...
 
خدا را مي شود ديد ...
 
خدايا!
نه مجنونم، كه اين همه از بودن تست،
نه سرگشته، كه دل به سوي تو گشته،
نه پريشان، كه تو جاني و جانان،
تو جاني و جانان ...
 
آنقدر از خوبي تو مي نويسم،
تا دستهايم دوست داشتنت را احساس كنند،
و آنقدر زير لب زمزمه ات مي كنم،
تا طعم بوسيدن تو كامم را شيرين كند ...
 
تو بيش از اينها خدايي،
من نيز بايد بيش از اينها بنده باشم ...
 
خلقت من، از همه عظمت آفرينش تو،
نقطه ايست در بيكران بودنت،
اين دايره هاي تودرتو،
پرگاريست كه در جستجوي تو مي زنم ...
 
ترا به خدا، با همان لب هاي روزه دار،
ده بار تكرار كنيد:
 
خدا ...
 
سا. . . هفت بار بگويد كافي است ...
 
همين را مي خواستي؟ خوب شد؟ راحت شدي؟ ..
 
  نوشته شده در  85/07/16ساعت 8:12 AM  توسط مينا  | 
در نا امیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است
************ ********* ********* ********* *****
هیچ راه  میان بری وجود ندارد.
هیچ چیز ارزان بدست نمی آید.
وهمیشه بهترین راه دشوار دشوارترین راه است !
 **********
بزرگترین راه ها با کوچکترین گامها آغاز شده و سخت ترین گام اولین گام است !
 **********
زندگی یعنی  ,تکاپو .
زندگی یعنی ,هیاهو .
زندگی یعنی ,شب نو, روز نو, اندیشه نو .
زندگی یعنی ,غم نو, حسرت نو , پیشه نو .
زندگی بایست سر شار از تکان و تازگی باشد .
زندگی بایست در پیچ و خم راهش زالوان حوادث رنگ بپذیرد .
زندگی باید یک دم , یک نفس حتی ز جنبش وانماند ,
گر چه جنبش برای مقصدی بیهوده باشد .
زندگی همچو آب است .
آب اگر راکد بماند چهره اش افسرده خواهد گشت
و بوی گند می گیرد .
در هلال آبگیرش غنچه لبخند می میرد ...
*********** 
و به عنوان مطلب آخر  :
ناکامی یعنی تاخیر نه شکست ! مسیر انحرافی موقت است ,نه کوچه بن بست
  نوشته شده در  85/07/12ساعت 9:30 AM  توسط مينا  | 

 آه ... خدای خوب من ...
 من مدام تورا در خودم ضعیف می کنم و انرژی ها مثبت و زندگانی بخشت را میگیرم
 و به شیطان ( این مهمان ناخوانده درونی ام ) قرض میدهم
 شیطان مرا به چشیدن لذت های ناچشیده وسوسه میکند
 و من , گاهی یواشکی , آنموقع هایی که به تو میگویم من می روم بخوابم
 با شیطان می رویم به گردش در باغ گناه
از حق هم نگذریم , شیطان دوست خوش مشرب و خوشگذرانیست و از هر انگشتش هزار لذت  وسوسه انگیز می چکد
 آه ... خدا ی عزیز ...
 من می دانم که تمام خوبی ها از توست ولی گاهی به بدی احتیاج پیدا می کنم
 گاهی اوقات از کمبود پلیدی رنج میبرم
 نه اینکه شیطان مرا گول بزند ، نه ... که میدانم از شیطان قوی تر آفریدی ام
 اعتراف می کنم که به خواست خودم گام به گام با شیطان تا انتهای گناه , قدم برداشته ام
 آه ... خدای دوست داشتنی و زیبای من ...
 شیطان را برای چه به خلوتمان راه دادی ؟ ما که با هم مشکلی نداشتیم !
 من مطیع حرفای خوبت بودم و تو هم که جایگاهت را داشتی
 من که جز تو کسی را نمی شناختم ، من جز تو معبودی نداشتم
 نمی دانی وقتی شیطان برایم ترانه های هوس سر میدهد چگونه اختیار از کف میدهم و به رقص در می آیم
 شیطان دست مرا در دستهایش می فشارد و مرا می کشاند به تاریکی ها ، به جاهای ناشناخته
 می خندد و ناگهان رهایم می کند
 و من سرگردان در پلشتی و بیهودگی ... سرخورده از لذتی آنی و بی دوام
 باز اسمت را صدا می زنم و تو باز ...
 و تو باز می آیی .. مهربان و مادرانه ... گونه هایم را دست میگیری و مرا به قله های نور میبری ...
 خدایا ... نمی شود او را بکشی  ؟
 نمی شود بفرستی اش به زندان های گوآنتانامو  ؟
 نمی شود ماموریتی دیگر برایش دست و پا کنی ؟
 می دانم که از او قویتری ... گرچه من تو را در درونم ضعیف ساخته ام  ( ضعف از ذهن من است که نهایت درکش از تو همینقدر است )
 بگذار من و تو بی دغدغه , مثل قدیم هامان باشیم
 زیر همان درخت های سیب ... کنار همان چشمه های زلال ...
 آه ... خدای شاد و زیبای من
 من خسته شدم از این کش و قوس ها ...
 از این بیا و برو ها و رفتن و بازگشتن ها ...
 مرا به حال خویش در کنار خود رها کن
 شیطان را با همه آن وسوسه های لذت بخشش بفرست به دیاری دیگر
 من آرامش بین خودمان را بیشتر از این ها دوست دارم
 بگذار اندکی سر بر شانه هایت گذارده و بیاسایم
 آه خدای معطر و قوی من ...
 آه ... خدای دوست داشتنی من ...
 
  نوشته شده در  85/07/12ساعت 8:40 AM  توسط مينا  | 

دل تنگ

باز آی و دل تنگ مرا مونس جان باش

وین سوخته را محرم اسرار نهان باش

زان باده که میکده عشق فروشند

ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش

دلدار گفتا به توام دل نگران است

گو می رسم اینک به سلامت نگران باش

خون شد دلم از حسرت آن لعل روان بخش

ای درج محبت به همان مهر و نشان باش

تا بر دلش از غصه غباری ننشیند

ای سیل سرشک از عقب نامه روان باش

  نوشته شده در  85/07/10ساعت 8:10 AM  توسط مينا  | 

ازآتش پرسیدم محبت چیست ؟

گفت از من سوزانده تر

از گل پرسیدم محبت چیست ؟

گفت از من زیبا تر

از شمع پرسیدم محبت چیست ؟

گفت از من آشفته تر

از خودش پرسیدم محبت چیست ؟

گفت نگاهی بیش نیست

  نوشته شده در  85/07/06ساعت 8:18 AM  توسط مينا  | 

به ناكجا رفتي؛ بنده ي خويش؛ بنده ي راهي دراز از من تا نمي دانم.
در انديشه ي نا تمام تو اي طفل شاد؛ ستاره هرگز تنها نيست.
در دامان قصه ي شب ها به چاه مي افتي
تو؛
به حيله خنديده اي؛ نه به لبخند.
تو تنهايي را مي شناسي.
با او رفيقي.
با او زندگي كرده اي.
و آن روز و هر روز و ديروز از خود گريزاني.
در پي چه اي؟
گل بودي؛ پر پر شدي. در ريختن پر خود گريستي.
هميشه به پاييز غم آب دادي.
شايد گل داد. ميوه داد و دوباره تو؛ تو شدي.
و روشن تر از اين چه؟
اي غم پرور غم ديده؛
اي باغبان كوچك بي تجربه؛
تو پاييز را ديده اي
ريختن برگ ها را. تكيدن يك باغ را.
وقتي تو گريه كردي؛ من نبودم. من ندانستم.
تو در فراز و فرود صخره هاي سخت چه مي جستي؟
نگفتي.
به نا كجا رفتي. بنده ي خويش‘ بنده ي راهي دراز از من تا نمي دانم...

  نوشته شده در  85/07/06ساعت 7:42 AM  توسط مينا  | 


 

 
 
  نوشته شده در  85/07/04ساعت 10:38 AM  توسط مينا  | 
 
 
 
 
  نوشته شده در  85/07/04ساعت 10:36 AM  توسط مينا  | 

بار الها تو رو شکر و سپاس که رمضانی دگر درعمر من قرار دادی .
تو را شکر که به من توفیقی دوباره دادی تا از فیوضات این ماه عزیز استفاده کنم.
تو را سپاس بخاطر اینکه چشمان من را با نور قرآن انس دادی .
تو را سپاس که در این ماه  من را در پناه خود قرار دادی و از گناه دورم نگاه داشتی.
تو را سپاس که من را به خود نزدیکترگردانیدی تا بتوانم تو را بشناسم و خودرا
 چرا که اگر خود را بشناسم تو را شناخته ام و اگر تو را بشناسم به کمال نزدیک شده ام
پس تو را شکر می گویم که رمضان را آفریدی تا حداقل در این 30 روز با تو باشم ،
میهمان تو باشم ،و در پناه توو از فیوضات بی نهایت این ماه عزیز استفاده کنم .
بار الها ،به من کمک کن تا بتوانم استفاده لازم را از این ماه ببرم که شاید آخرین رمضان
عمرم باشد .
بار الها دوستت دارم ،به من کمک کن تا لایق دوستی با تو باشم و لایق باشم
که توهم  من را دوست داشته باشی .
بار الها ،می پرستمت چون لایق پرستش هستی چون برتر از تو نیست
 پس عشقت را در قلبم صد چندان کن و کمکم کن تا تو را فقط بندگی کن و تنها عاشق تو باشم

  نوشته شده در  85/07/03ساعت 9:52 PM  توسط مينا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM