
باز هم گل مهربونم، گل نازآسمون
دوست دارم ببینم تو رو
یک روز دوباره میشه ،جون بگیره نگاه مون
خنده بیاد مهمونی ،بشینه روی لبامون
غصه نخور عزیزم فرشته ها این رو میگن
می خوام بسازم از عشق یک قصر آتشینی
که با خیال راحت کنار من بشینی
می خوام بگم عزیزم بیا توی آغوش من
برق امید و عشق توی چشمامون
می رسونه حرف توی دلهامون
عمری ما باهم عاشق و شیدایم
لیلی و مجنون توی این دنیاییم
کسی نمی تونه ما دو تا رو از هم جدا کنه
دیگه با نیرنگ ،نمی تونه درد تو رو دوا کنه
باز هم گل مهربونم، گل نازآسمون
دوست دارم ببینم تو رو
تقدیم به موسی قلبم

برای دیدنت دل رو به آب و آتش می زدم
وقتی که گفتیکه با منی ،ساده حرفت شدم
جریمه عشق تو تنها موندم با خودم شد
می گفتی بعد از یک عمر به آرزوت رسیدی
چی شد که از من و دل یک دفعه دل بریدی
تنها گذاشتی و رفتی منو با نا امیدی
حالا که من تک و تک، تنها یم
دارم بی تو از تو می خونم
ای گل سرخ زیبایم

در بین واژه ها به واژه عشق که امروزه زیاد بر سر زبان هاست برمیخورم. و به معنای آن که مدتهاست در لابلای کلماتی چون پول ،دروغ گویی،سود جویی،ودر آخر زیبایی و جوانی و...گم شده است ،فکر می کنم .
از خود می پرسم که آیا عشق مجنون به لیلی یک چنین عشقی بوده
اما نه من شنیده ام که لیلی زیبا نبوده و عشق این دو بخاطر شخصیت و علاقه وافرشان،و از خود گذشتگی اشان نسبت بهم نشات گرفته
اما آیا می شود در این زمانه نیز همچین عشقی یافت !
آیا می توان کسی را یافت که به فکر سود جویی نبوده باشد !
و آیا .....................
دلم از این همه فریب و ریا کاری به درد می گیره
ای کاش که می شد درون آدمها رو نگاه کرد و اونها رو با اون چیزی که نشان می دهند مقایسه کرد

دفتر خاطرات مرا آهسته بگشا اي نسيم
در ميان هر ورق يك قلب عاشق خفته است
كاش آن لحظه كه مي رفتي زود
از غربت انتظار مي پرسيدي
روزگاريست كه من طالب ديدار توام
فكر من باش در اين گوشه ي زندان
كه گرفتار توام
هرگاه پرواز كردن ماهي ها رو ديدي
هرگاه شعله ور شدن غم را ديدي
هر گاه توانستي بر آتش بوسه زني
هر گاه گريه سنگ را ديدي
فقط آن وقت باور كن كه فراموشت كرده ام
|
ياد تو تنها ياد توست که در تنهايي مطلق به دادم مي رسد |
|
![]()
آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم،
دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟
. بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند
آ
بیا وا کن لبانم را به تکرار سرود عشق که من آن مرغ غمگین شب آویزم
********
کاش قــلبــم درد پنـهـانی نداشت چهره ام هرگز پریشانی نداشت
بـرگـهای آخـر تـقـویـم عــشــق حرفی از یک روز بارانی نداشت
کاش می شـد راه سـخـت عـشق را بی خطر پیمودو قربانی نداشت
![]()
سلام خدمت شما عزيزانم
انشالله كه دل هيچ كدوم از شما گلها غمينگين و افسرده نباشد ،و هميشه شاد وبشاش باشيد اما برا ي اونهايي كه كمي دلشون گرفته اين دو بيت رو مي نويسند تا بدونن كه پروردگارمون هيچ گاه رهامون نكرده و نمي كنه
![]()
باز آ باز آهر آنچه هستي باز آ
گر كافر و كبر و بت پرستي باز آ
اين درگه ما در گه نوميدي نيست
صدبار اگر توبه شكستي باز آ
عشق
عشق ، تن به فراموشي نمي سپارد مگر يك بار براي هميشه .
جام بلور ، تنها يك بار مي شكند .
مي توان شكسته اش را ، تكه هايش را ، نگه داشت
اما شكسته هاي جام ، آن تكه هاي تيز برنده دگر جام نيست .
احتياط بايد كرد .
همه چيز كهنه مي شود و اگر كمي كوتاهي كنيم عشق نيز ...
بهانه ها جاي حس عاشقانه را خوب مي گيرند .
خستگی و غم
همه جا و همه چیز، غرق غم و خستگی است
... پس در آن دم که روح از نومیدی می نالد، رو به سوی که باید کرد؟
به سوی هوس؟ نه! زیرا بهترین سال های عمر ما در این راه می گذرد و هرگز این جستجوی بی فایده به نتیجه نمی رسد.
به سوی عشق؟ ... ولی عشق که؟ .. برای دوره ای کوتاه؟ چنین عشقی به زحمتش نمی ارزد - برای ابد؟ چنین عشقی وجود ندارد!
به سوی خاموشی و تنهایی؟ ولی به درون دل خویش بنگر: هیچ نشانی از گذشته در آن نخواهی یافت، زیرا شادی ها و غم ها همه همراه زمان رهسپار دیار عدم می شوند.
به سوی هیجان های آتشین؟ به! مگر نه دیر یا زود رنج دلپذیر، تپشهای دل، جای خود را به سردی تلخ عقل و منطق خواهد سپرد؟
به سوی زندگی؟ اوه!وقتی که در پایان این راه، برگردی و به پشت سر نگری از این شوخی زشت مبتذل وحشت خواهی کرد!
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|