
![]() آتش عشق (قسمت پايانی) ای ساحل دريايت آرام دل من | |
|
| |
|
توی نگاهت عشقو ديدم ، تپش قلبو شنيدم توی جاده های احساس من به عشق تو رسيدم توی کتابا عشقو خوندم عکس خورشيدو سوزوندم جای خورشيد توی کتابا نقش چشماتو نشوندم توروخدا برگرد من خيلی دلم واست تنگ شده ... من خيلی دوستت دارم ... نمی دونم ديگه چه جوری بگم که خيلی بهت احتياج دارم ... به حرفات ، به دلداريات ، به مهربونيا و محبتات ... تورو خدا برگرد ... از روزی که تو رفتی پريده رنگ شادی اما خورشيد می تابه مثل يه روز آبی چطور هنوز پرنده داره هوای پرواز چطور هنوز قناری سر ميده بانگ آواز مگه خبر ندارن تو نيستی در کنارم چرا بهت نگفتن بی تو چه حالی دارم لعنت به اين تنهايی دلم برات تنگ شده ... لعنت به اين تنهايی دلم برات تنگ شده ... لعنت به اين تنهايی دلم برات تنگ شده ... لعنت به اين تنهايی دلم برات تنگ شده ... به خدا دوست دارم | |
|
| |





|
ياد تو |
|
|
تنها ياد توست که در تنهايي مطلق به دادم مي رسد تنها ياد توست که دنياي پر تلاطم مرا آرامش مي دهد هرگاه ازدنيا فاصله مي گيرم فقط وفقط تو مي مانی و يادت آنگاه است که من از خود نيز جدا مي شوم و آسوده وفارغ از دنيا به سوي تو مي آيم پس خدايا رويت را از من مگردان!![]() دوستتون دارم! ![]() ![]() |








غرورتو رها کن و یه بار بگو دوسم داری 

تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی، ولی برای بعضی از افراد تمام دنیا هستی.
هميشه افرادی هستند که تو را می آزارند، با این حال هموراه به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده، دوباره اعتماد نکنی



غرورتو رها کن و یه بار بگو دوسم داری 

تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی، ولی برای بعضی از افراد تمام دنیا هستی.
هميشه افرادی هستند که تو را می آزارند، با این حال هموراه به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده، دوباره اعتماد نکنی
قاصدك
انگار براي عاشقي افريده شده.يا نه!!!! براي رسوندن خبري
از عاشقي به معشوقي
يا از معشوقي به عاشقي....
قاصدک رو گرفتم اين بار هيچ خبري با خودش نداشت اما نذاشتم بي خبر بره
تو گوشش زمزمه کردم و او نو به دست باد سپردم......
قاصدک نرفته برگشت و گفت:
شونه هاي من براي رسوندن اين خبر ضعيف هستن .اين خبر سنگينه و اين عشق بزرگ.
گفتم برو.........
قاصدک به فکر فرو رفت بعد لبخندي زد و گفت:
از دوست داشتن تا عاشق بودن راه طولانيه ,راهي از رنج و عشق و صبوري
و هر کسي به اين راه اشنا نيست.
پس عاشق اون کسي باش که جواب عشق
رو خوب بده......
عاشق يک عاشق باش
قاصدك
انگار براي عاشقي افريده شده.يا نه!!!! براي رسوندن خبري
از عاشقي به معشوقي
يا از معشوقي به عاشقي....
قاصدک رو گرفتم اين بار هيچ خبري با خودش نداشت اما نذاشتم بي خبر بره
تو گوشش زمزمه کردم و او نو به دست باد سپردم......
قاصدک نرفته برگشت و گفت:
شونه هاي من براي رسوندن اين خبر ضعيف هستن .اين خبر سنگينه و اين عشق بزرگ.
گفتم برو.........
قاصدک به فکر فرو رفت بعد لبخندي زد و گفت:
از دوست داشتن تا عاشق بودن راه طولانيه ,راهي از رنج و عشق و صبوري
و هر کسي به اين راه اشنا نيست.
پس عاشق اون کسي باش که جواب عشق
رو خوب بده......
عاشق يک عاشق باش
به آرامی با زندگی همراه شو
اگر آسمان بالای سرت ابريست و تو در زير باران هستی ،
اگر به دنبال رنگين کمان می گردی اما رنگ ها درد را برايت به ارمغان می اورند،
اگر دنيايت تغيری نمی کند و هيچ پايانی در نظرت وجود ندارد،
اگر در جستجوی آفتابی اما تنها شب را می بينی،
اگر تمام اطرافيانت لبخند می زنند ولی تنها کاری که تو می توانی بکنی اخم کردن است،
اگر از همه اينها وقتی زندگی تو را به پايين می کشد خسته شده ای،
در آن هنگام از پشت قطرات اشکت به عجايب اين زمين نگاه کن
به زيبايی يک گل که همچون مخمليست در دستت،
هوای اطرافت و بوی خرمن علفهای تازه را استشمام کن،
بچه های شاد در پارک بيگناهی بازی آنها را ببين.
تصور کن همراه پروانهای در هوا معلقی
ميان درختان به اين سو و آنسو می پرد،
زمزمه های دريا يا گرمای نسيم تابستانی را به ياد آور.
به طعم تکه شيرينی فکر کن هنگامی که روی زبانت اب می شود،
يا نغمه پرندگان صبحگاهی هنگامی که با او ازشان به هر صبح سلام می کنند،
به ياد آور سخنان زيبايی که در اغوش مادرت گفتی نرمی نوازشش را احساس کن هنگامی که به آرامی بر صورتت بوسه می زند
خوبی های درونت را جستجو کن
ابرها را از اسمان زندگيت دور کن.
به زير پايت نگاه نکن ، سرت را بالا بگير.
فکر نکن زندگی چه چيزهايی به تو بدهکار است ، به چيزهايی بينديش که تو بايد به او بدهی.
فردا را فراموش کن آنگاه می توانی زندگی را شروع کنی.
بنابراين روزگاری را که در آن زندگی ميکنی با هدايايی که می توانی ببخشی متبرک ساز.
به جريان زندگی بی اعتنايی مکن بلکه به آرامی با آن همراه شو.

|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|