تبليغاتX
راز یک نگاه **MSTERY ONE SIGHT**
 
 
اگر من شاخه خشکم نفس سبزه برگی
اگر من شیشه ماتم تو تلنگر تگرگی
اگر من حسرت خاکم دعوت شرشر آبی
اگر من خسته زرفتن تو برام بال شتابی
اگر نوحم تویی عمرم اگر صبرم تویی ایوب
تو صدایی من سکوتم تو طلوعی من شب آلود
عشق تو یه سرنوشت بوی تو بوی بهشت
خدا اسمت تو قلبم با دوست دارم نوشته
دوست دارم دوست دارم دوست دارم نوشته
تو عزیزی تو امیدی تو شروعی تو مرادی
تو طلوعی تو نجاتی تو بزرگی تو زیادی
تو دلیل لحظه هایی مقصد نوشته هایی
ای تنت شعر نوازش تو پر فرشته هایی
 
ای کاش در خلوت اندیشه تان بودم
چقدر دوست می دارم در خلوت تفکرتان باشم در تنهائیتان در معراجتان تا آنجا که می روید ودر تنهائیتان هیچ احدی را اجازه همراهی نیست چه خوب بو د من در این سفر همراهیتان می کردم دلم می خواست بدانم تا کجا می روید در آن سرزمین خیال که هیچ رنگی آلوده اش نساخته از کدامین رنگ ایده آل هایتان را می سازین به چه ترکیبی او را ملکه موعودت را بتت را مدینه فاضله اتان را می سازید
به کدامین صفت او را می آرائید به کدامین نام او را می خوانید
تا کجای برهوت عظیم بودنتان روحتان خیالتان تنهائیتان او را با خود می بری
به او کدامین را می آموزید چگونه تربیتش می کنید از او می خواهید که باشد چگونه باشد
 
من مانده ام تنهای تنها
  نوشته شده در  84/08/26ساعت 4:27 PM  توسط مينا  | 
نميدانم
نميدانم بچشمانت چه رازيست
نگاهم کن جوابم در نگاه است
 
وگر ترس از گناه عشق داري
گناهي کن که بخشش بر گناه است
 
نميدانم به لبهايت چه حرفي است   
که دائم با تبسم مانده خاموش
 
اگربا من پیا می داری ای دل مست
بگوشم لب نه و،بگشای آغوش
 
نمی دانم از آن صورت چه نقشی
بذهنم بگذرد هنگام تصویر
 
که گاهی گویم ای دامان تقوی
هوس آمد،مرابگذاروتقدیر
 
نمی دانم که آن پیکرتراشت
چه شوری دردل وفکری بسرداشت
 
که هرعضوی زاندامت تراشید
بهرانگشت خودچندین هنرداشت
 
نمی دانم چو در آغوشم افتی
چه آرد آتش دل برسر ما
 
همین دانم چو مه بر ما بتابد
بپوشد در حریری پیکر ما
  نوشته شده در  84/08/26ساعت 4:26 PM  توسط مينا  | 

اين روزا عادت همه رفتن ودل شكستنه
درد تموم عاشقا پاي كسي نشستنه
اين روزا عادت همه رفتن ودل شكستنه
درد تموم عاشقا پاي كسي نشستنه
اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه
گرداي رو آينه ها فقط غم زندگيه
اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه
مشكل بي ستاره ها يه كم ستاره چيدنه
اين روزا كار گلدونا از شبنمي تر شدنه
آرزوي شقايقا يه شب كبوتر شدنه
اين روا آسمونمون پر از شكسته باليه
جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه
اين روزا كار آدما دلهاي پاك رو بردنه
بعدش اونو گرفتن و به ديگري سپردنه
اين روزا كار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترين بهانشون از هم خبر نداشتنه
اين روزا سهم عاشقا غصه و بي وفاييه
جرم تمومشون فقط لذت آشناييه
اين روزا توي هر قفس يكي دو تا قناريه
شبها غم قناريها تو خواب خونه جاريه
اين روزا چشماي همه غرق نياز شبنمه
رو گونه هر عاشقي چند قطره بارون غمه
اين روزا ورد بچه ها بازي چرخ و فلكه
قلباي مثل دريامون پر از خراش و تركه
اين روزا عادت گلها مرگ و بهونه كردنه
كار چشماي آدما دل رو ديونه كردنه
اين روزا كار رويامون از پونه خونه ساختنه
نشونه پروانگي زندگي ها رو باختنه
اين روزا تنها چارمون شايد پرنده مردنه
رو بام پاك آسمون ستاره رو شمردنه
اين روزا آدما ديگه تو قلب هم جا ندارن
مردم ديگه تو دلهاشون يه قطره دريا ندارن
اين روزا فرش كوچه ها تو حسرت يه عابره
هر جا يكي منتظر ورود يه مسافره
اين روزا هيچ مسافري بر نمي گرده به خونه
چشاي خسته تا ابد به در بسته مي مونه
اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه
اين روزا درد آدما فقط غم بي كسيه
زندگيشون حاصلي از حسرت و دلواپسيه
اين روزا خوشبختي ما پشت مه نبودنه
كار تموم شاعرا فقط غزل سرودنه
اين روزا درد آدما داشتن چتر تو بارونه
چشماي خيس و ابريشون همپاي رود كارونه
اين روزا دوستا هم ديگه با هم صداقت ندارن
يه وقتا توي زندگي همديگر و جا مي ذارن
جنس دلاي آدما اين روزا سخت و سنگيه
فقط توي نقاشيا دنيا قشنگ و رنگيه
اين روزا جرم عاشقي شهر دل و فروختنه
چاره فقط نشستن و به پاي چشمي سوختنه
اسم گلا رو اين روزا ديگه كسي نمي دونه
اما تو تا دلت بخواد اينجا غريب فراوونه
اين روزا فرصت دلا براي عاشقي كمه
زخماي بي ستاره ها تشنه ياس مرهمه
اين روزا اشك مون فقط چاره ي بي قراريه
تنها پناه آدما عكساي يادگاريه
اين روزا فصل غربت عشق و يبدهاي مجنونه
بغضاي كال باغچه منتظر يه بارونه
اين روزا دوستاي خوبم همديگر رو گم ميكنن
دلاي پاك و ساده رو فداي مردم ميكنن
اين روزا آدما كمن پشت نقاب پنجره
كمتر ميبيني كسي رو كه تا ابد منتظره
مردم ما به همديگه فقط زود عادت مي كنن
حقا كه بي وفايي رو خوب هم رعايت ميكنن
درسته كه اينجا همه پاييزا رو دوست ندارن
پاييز كه از راه ميرسه پا روي برگاش مي ذارن
اين روزا عادت همه رفتن ودل شكستنه
درد تموم عاشقا پاي كسي نشستنه
اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه
گرداي رو آينه ها فقط غم زندگيه
اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه
مشكل بي ستاره ها يه كم ستاره چيدنه
اين روزا كار گلدونا از شبنمي تر شدنه
آرزوي شقايقا يه شب كبوتر شدنه
اين روا آسمونمون پر از شكسته باليه
جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه
اين روزا كار آدما دلهاي پاك رو بردنه
بعدش اونو گرفتن و به ديگري سپردنه
اين روزا كار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترين بهانشون از هم خبر نداشتنه
اين روزا سهم عاشقا غصه و بي وفاييه
جرم تمومشون فقط لذت آشناييه
اين روزا توي هر قفس يكي دو تا قناريه
شبها غم قناريها تو خواب خونه جاريه
اين روزا چشماي همه غرق نياز شبنمه
رو گونه هر عاشقي چند قطره بارون غمه
اين روزا ورد بچه ها بازي چرخ و فلكه
قلباي مثل دريامون پر از خراش و تركه
اين روزا عادت گلها مرگ و بهونه كردنه
كار چشماي آدما دل رو ديونه كردنه
اين روزا كار رويامون از پونه خونه ساختنه
نشونه پروانگي زندگي ها رو باختنه
اين روزا تنها چارمون شايد پرنده مردنه
رو بام پاك آسمون ستاره رو شمردنه
اين روزا آدما ديگه تو قلب هم جا ندارن
مردم ديگه تو دلهاشون يه قطره دريا ندارن
اين روزا فرش كوچه ها تو حسرت يه عابره
هر جا يكي منتظر ورود يه مسافره
اين روزا هيچ مسافري بر نمي گرده به خونه
چشاي خسته تا ابد به در بسته مي مونه
اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه
اين روزا درد آدما فقط غم بي كسيه
زندگيشون حاصلي از حسرت و دلواپسيه
اين روزا خوشبختي ما پشت مه نبودنه
كار تموم شاعرا فقط غزل سرودنه
اين روزا درد آدما داشتن چتر تو بارونه
چشماي خيس و ابريشون همپاي رود كارونه
اين روزا دوستا هم ديگه با هم صداقت ندارن
يه وقتا توي زندگي همديگر و جا مي ذارن
جنس دلاي آدما اين روزا سخت و سنگيه
فقط توي نقاشيا دنيا قشنگ و رنگيه
اين روزا جرم عاشقي شهر دل و فروختنه
چاره فقط نشستن و به پاي چشمي سوختنه
اسم گلا رو اين روزا ديگه كسي نمي دونه
اما تو تا دلت بخواد اينجا غريب فراوونه
اين روزا فرصت دلا براي عاشقي كمه
زخماي بي ستاره ها تشنه ياس مرهمه
اين روزا اشك مون فقط چاره ي بي قراريه
تنها پناه آدما عكساي يادگاريه
اين روزا فصل غربت عشق و يبدهاي مجنونه
بغضاي كال باغچه منتظر يه بارونه
اين روزا دوستاي خوبم همديگر رو گم ميكنن
دلاي پاك و ساده رو فداي مردم ميكنن
اين روزا آدما كمن پشت نقاب پنجره
كمتر ميبيني كسي رو كه تا ابد منتظره
مردم ما به همديگه فقط زود عادت مي كنن
حقا كه بي وفايي رو خوب هم رعايت ميكنن
درسته كه اينجا همه پاييزا رو دوست ندارن
پاييز كه از راه ميرسه پا روي برگاش مي ذارن
اما شايد تو زندگي يه بغض خيس و كال دارن
چند تا غم و يه غصه و آرزوي محال دارن
اين روزا بايد هممون براي هم سايه باشيم
شبا يه كم دلواپس كودك همسايه باشيم
اون وقت دوباره آدما دستاشون رو پل ميكنن
درداي ارغواني رو با هم تحمل مي كنن
اگه به هم كمك كنيم زندگي ديدني ميشه
بر سر پيمان مي مونن دوستاي خوب تا هميشه
اما نه فكر كه ميكنم اين كار يه كار ساده نيست
انگار براي گل شدن هنوز هوا آماده نيست
اما شايد تو زندگي يه بغض خيس و كال دارن
چند تا غم و يه غصه و آرزوي محال دارن
اين روزا بايد هممون براي هم سايه باشيم
شبا يه كم دلواپس كودك همسايه باشيم
اون وقت دوباره آدما دستاشون رو پل ميكنن
درداي ارغواني رو با هم تحمل مي كنن
اگه به هم كمك كنيم زندگي ديدني ميشه
بر سر پيمان مي مونن دوستاي خوب تا هميشه
اما نه فكر كه ميكنم اين كار يه كار ساده نيست
انگار براي گل شدن هنوز هوا آماده نيست
اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه
گرداي رو آينه ها فقط غم زندگيه
اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه
مشكل بي ستاره ها يه كم ستاره چيدنه
اين روزا كار گلدونا از شبنمي تر شدنه
آرزوي شقايقا يه شب كبوتر شدنه
اين روا آسمونمون پر از شكسته باليه
جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه
اين روزا كار آدما دلهاي پاك رو بردنه
بعدش اونو گرفتن و به ديگري سپردنه
اين روزا كار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترين بهانشون از هم خبر نداشتنه
اين روزا سهم عاشقا غصه و بي وفاييه
جرم تمومشون فقط لذت آشناييه
اين روزا توي هر قفس يكي دو تا قناريه
شبها غم قناريها تو خواب خونه جاريه
اين روزا چشماي همه غرق نياز شبنمه
رو گونه هر عاشقي چند قطره بارون غمه
اين روزا ورد بچه ها بازي چرخ و فلكه
قلباي مثل دريامون پر از خراش و تركه
اين روزا عادت گلها مرگ و بهونه كردنه
كار چشماي آدما دل رو ديونه كردنه
اين روزا كار رويامون از پونه خونه ساختنه
نشونه پروانگي زندگي ها رو باختنه
اين روزا تنها چارمون شايد پرنده مردنه
رو بام پاك آسمون ستاره رو شمردنه
اين روزا آدما ديگه تو قلب هم جا ندارن
مردم ديگه تو دلهاشون يه قطره دريا ندارن
اين روزا فرش كوچه ها تو حسرت يه عابره
هر جا يكي منتظر ورود يه مسافره
اين روزا هيچ مسافري بر نمي گرده به خونه
چشاي خسته تا ابد به در بسته مي مونه
اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه
اين روزا درد آدما فقط غم بي كسيه
زندگيشون حاصلي از حسرت و دلواپسيه
اين روزا خوشبختي ما پشت مه نبودنه
كار تموم شاعرا فقط غزل سرودنه
اين روزا درد آدما داشتن چتر تو بارونه
چشماي خيس و ابريشون همپاي رود كارونه
اين روزا دوستا هم ديگه با هم صداقت ندارن
يه وقتا توي زندگي همديگر و جا مي ذارن
جنس دلاي آدما اين روزا سخت و سنگيه
فقط توي نقاشيا دنيا قشنگ و رنگيه
اين روزا جرم عاشقي شهر دل و فروختنه
چاره فقط نشستن و به پاي چشمي سوختنه
اسم گلا رو اين روزا ديگه كسي نمي دونه
اما تو تا دلت بخواد اينجا غريب فراوونه
اين روزا فرصت دلا براي عاشقي كمه
زخماي بي ستاره ها تشنه ياس مرهمه
اين روزا اشك مون فقط چاره ي بي قراريه
تنها پناه آدما عكساي يادگاريه
اين روزا فصل غربت عشق و يبدهاي مجنونه
بغضاي كال باغچه منتظر يه بارونه
اين روزا دوستاي خوبم همديگر رو گم ميكنن
دلاي پاك و ساده رو فداي مردم ميكنن
اين روزا آدما كمن پشت نقاب پنجره
كمتر ميبيني كسي رو كه تا ابد منتظره
مردم ما به همديگه فقط زود عادت مي كنن
حقا كه بي وفايي رو خوب هم رعايت ميكنن
درسته كه اينجا همه پاييزا رو دوست ندارن
پاييز كه از راه ميرسه پا روي برگاش مي ذارن
اما شايد تو زندگي يه بغض خيس و كال دارن
چند تا غم و يه غصه و آرزوي محال دارن
اين روزا بايد هممون براي هم سايه باشيم
شبا يه كم دلواپس كودك همسايه باشيم
اون وقت دوباره آدما دستاشون رو پل ميكنن
درداي ارغواني رو با هم تحمل مي كنن
اگه به هم كمك كنيم زندگي ديدني ميشه
بر سر پيمان مي مونن دوستاي خوب تا هميشه
اما نه فكر كه ميكنم اين كار يه كار ساده نيست
انگار براي گل شدن هنوز هوا آماده نيست

 i love you azizam
  نوشته شده در  84/08/23ساعت 5:57 PM  توسط مينا  | 

 

زندگي رسم خوشاينديست. زندگي بال وپري داردباوسعت مرگ
زندگي پرشي داردبه اندازه ي عشق
زندگي چيزي نيست كه لب طاقچه ي عادت ازيادمن وتو برود
زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد
زندگي صوت قطاري است كه در خواب پلي مي پيچد
زندگي گل به توان ابديت
زندگي ضرب زمين در ضربان قلبهاست
زندگي هندسه ي ماده ي تكرار نفسهاست
هر كجا هستم باشم اسمان مال من است
حنجره . فكر. هوا . عشق . زمين مال اوست اري اري
زندگي زيباست

زندگي اتشگهي ديرنده پابرجاست گربيفروزيش رقص شعله اش

درهركران پيداست.ورنه خاموش است وخاموشي گناه ماست

                اري:  به راستی زندگي زيباست                            


  نوشته شده در  84/08/23ساعت 8:55 AM  توسط مينا  | 
____________***__*_**** ___________ ____________**__**_____* __________ ___________***_*__*_____* _________ __________****_____**___****** ____ _________*****______**_*______** __ ________*****_______**________*_** ________*****_______*_______* _____ ________******_____*_______* ______ _________******____*______* _______ __________********_______* ________ __***_________**______** __________ *******__________** _______________ _*******_________* ________________ __******_________*_* ______________ ___***___*_______** _______________ ___________*_____*__* _____________ _______****_*___* _________________ _____******__*_** _________________ ____*******___** __________________ ____*****______* __________________ ____**_________* __________________ _____*_________* __________________ _____________*_* __________________ ______________** __________________ ______________* ___________________ دوستت دارم --------------------------------------------------------------------------------
  نوشته شده در  84/08/23ساعت 8:45 AM  توسط مينا  | 
 
  نوشته شده در  84/08/23ساعت 8:10 AM  توسط مينا  | 

چرا وقتی كه آدم تنها ميشه

غم و غصه اش قد يك دنيا ميشه

ميره يك گوشه پنهون ميشينه

اونجا رو مثل يه زندون ميبينه

غم تنهايی اسيرت ميكنه

تا بخوای بجنبی پيرت ميكنه

وقتی كه تنها ميشم اشك تو چشام پر ميزنه

غم مياد يواش يواش خونه دل در ميزنه

ياد اون شب‌ها می‌افتم زير مهتاب بهار

توی جنگل لب چشمه می‌نشستيم من و يار

غم تنهايی اسيرت ميكنه تا بخوای بجنبی پيرت می‌كنه

ميگن اين دنيا ديگه مثل قديما نمی شه

دل اين آدما زشته ديگه زيبا نمی شه

اون بالا باد داره زاغه ابرا رو چوب ميزنه

اشك اين ابرا زياده ولی دريا نميشه

غم تنهايی اسيرت ميكنه تا بخوای بجنبی پيرت می‌كنه

  نوشته شده در  84/08/23ساعت 8:6 AM  توسط مينا  | 

 

با سلام خدمت تمامی شما عزیزان انشاالله که در کمال سلامت باشید

در ابتدا لازم می بینم که از استاد عزیزم بخاطر لطف و محبتشون تشکر و قدر دانی کنم و براشون آرزوی موفقیت روز افزون دارم

و اما موضوع امروز

 

 

سردرد

درد باشدت متغیر در سر می باشد و ناشی از عوامل مختلفی است .

سن:بیشتر در سن بالای 20سال شایع است .

جنسیت:در خانم ها شایع تر است .

نحوه زندگی:استرس یکی از فاکتروهای اصلی شیوه آن می باشد

ژنتیک: عامل قابل توجیهی نمی باشد

در بریتانیا از هر 10 نفر ،8نفر سالانه مبتلا به سردرد هستند. اکثریت سردردها فقط چند ساعت طول می کشند اما بعضی از انواع آن هفته ها ادامه می یابند.

درد ممکن فقط در یک قسمت سر نظیر چشمها بروز کند ،یا ممکن است در تمام سر انتشار یابد .انواع درد متفاوت اند،ممکن است تیر کشنده و یا ناگهانی یا خفیف و مداوم باشند .بعضی مواقع سایر علائم نظیر تهوع همزمان بروز می کند.

علل سردرد

عوامل بسیاری باعث سردرد میشوند که محل و ماهیت آنرا تعیین می کنند . حدود سه چهارم سردردها به علت کشیدگی پوست سر و عضلات گردن می باشند .

سردردهای تنشی مکرراًعود میکنند و باعث درد خفیفی در هر دو طرف سر می شوند . انواع دیگر درد ،شامل میگرن و سردردهای خوشهای عوامل متعددی دارند .تعداد بسیار کمی از سردردها عامل زمینه ای جدی دارند که این نوع شامل فوربتهای پزشکی هستند .

گاهگاهی سردرد بدلیل استفاده طولانی میت از مسکن های قوی ایجاد میشود . اگر سردرد شما شدید است و بیش لز 24ساعت طول می کشد ،با سایر علایم نظیر اختلال بینایی یا استفراق همراه است ،باید سریعاًبه پزشک مراجعه نمایید و بدون معطلی باید دنبال توصیه های پزشکی باشید .

در دفعات بعد انواع درد سر ها حتما براتون شرح می دهم .........................

البته شاید بخاطر کار تحقیقم دیر خدمت تون برسم

  نوشته شده در  84/08/19ساعت 9:45 AM  توسط مينا  | 

یا  رب  العالمین

 

خداوند   مدبر   است پس   اهل تدبیر   را دوست دارد.

 

خداوند   محول   است پس   اهل تحول   را دوست دارد.

 

خداوند   خالق   است پس   اهل خلاقیت   را دوست دارد.

 

خداوند   آفریننده   است پس   کار آفرینان   را دوست دارد.

 

خداوند   پروردگار   است پس   عمل گرایان   را دوست دارد.

 

خداوند    عالم    است پس    دانشمندان    را دوست دارد.

 

 

  1-موریس مترلینگ:

  آدمی ساخته افکار خویش است،فردا همان خواهد شد که امروز می اندیشیده

  است

 

  2-سقراط:

  سعی در غیر موقع،بدتر از کاهلی است.

 

  3-پوشکین

  تا خود را ازهرجهت شایسته وکامل ندیده ای،قضاوت مکن.

 

  4-امام هادی(ع):

  خودبینی،بازدارنده انسان ازتحصیل علم است وباعث پستی ونادانی اومیشود.

 

  5-امام هادی(ع):

  بیهوده گویی،سخنان لذتبخش بیخردان وکار نادانان است.

 

  6-امام هادی(ع):

  مصیبت انسان صبر کننده یکی است،ولی مصیبت انسان جزع کننده وبی تابی

  دو تا ست.

 

  7-امام جواد(ع):

  کسی که قبل از آگاهی وشناخت به چیزی اطمینان یابد،خودرا در معرض هلاکت و   

  سرانجام دردناک قرار داده است.

 

  8-مارک تواین:

  وقتی هدفمان را از دست می دهیم مجبور هستیم سعی خودرا چند برابر کنیم.

 

  9-ارسطو:

  تجربه میوه ای است که آنرا نمی چینند مگر پس ازگندیدن.

 

  10-"نهج البلاغه"

  سینه عاقل،گنجینه اسراراوست.خلق شیرین دام با دوام دستی است وتحمل، مقبره   

  عیبهای دیگران است.

 

 موفق و شاد و سربلند باشید

****************************************

عطر گل مریم

  نوشته شده در  84/08/16ساعت 3:30 PM  توسط مينا  | 
سلام

انشاالله که حالتون خوب باشه بهتون توصیه میکنم که اگه دوست دارید در موردانواع  دردسر اطلاع کسب کنید خواننده نوشته های بعدی من باشیدفکر کنم که بدر د تون بخوره

به امید ملاقات بعدی ....................................................

  نوشته شده در  84/08/16ساعت 3:16 PM  توسط مينا  | 

 سلام

موفقیت شما آرزوی من است

 

)خاکستر ذهنم )

زیر خاکستر ذهنم باقی است ،آتشی سر کش و سوزنده هنوز .

 

یادگار است ز عشقی سوزان که بٌَود  گرم وفروزنده  هنوز .

 

عشق همان گونه که بنیان مرا سوخت از ریشه و خاکستر کرد .

 

غرق در حیرتم از اینکه چرا مانده ام زنده هنوز .

 

گاهگاهی که دلم می گیرد پیش خود می گویم ،آنکه جانم را سوخت ،

 

یادی آرد از این بنده هنوز ،سخت جانی را بین که نمردم از هجر ،

 

مرگ صد بار به از بی تو بودن باشد ،گفتم از عشق تو من خواهم

 

مٌَرد،چون نمردم هستم پیش چشمان تو شرمنده  هنوز

 

گرچه از فرط غرور اشکم از دیده نریخت ،

بعد تو لیک پس از آن همه سال ،

                                  کس ندیده به لبم خنده هنوز .

 

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت .

 

سالهاست که از دیده برفتی لیکن ،

                                  دلم از مهر تو آکنده هنوز .

دفتر عمر مرا دست ایام ورق ها زده است .

زیر بار عشق قامتم خم شد و پشتم بشکست .

 

در خیالم اما همچنان روز نخست تویی آن قامت بالنده هنوز .

 

در قمار غم عشق ،

                  دل من بردی و با دست تهی ،

                                   منم آن عاشق بازنده هنوز .

آتش عشق پس از مرگ نگرد خاموش ،

کر که گورم بشکافند عیان می بینند ،

                       زیر خاکستر جسمم باقی است ،

                               آتشی سر کش و سوزنده هنوز ..............

  نوشته شده در  84/08/15ساعت 7:46 AM  توسط مينا  | 

 

سلام

نماز و روزه های تمامی شما دوستان قبول و پیشاپیش این عید را به شما تبریک می گویم

 

 

بر آتش عاشقیت جان خود عود کنم                  جان بنده تست من به جان جود کنم

چون پاک بسوزد آتش عشق تو جان                 صد جان دگر به حیله موجود کنم

 

 

سیاره عشق را منازل مائیم                          زاشکال جهان نقطه مشکل مائیم

چون قصه عاشقان بیدل خوانند                     سر قصه عاشقان بیدل مائیم

 

 

نه از تو حیات جاودان خواهیم                     نه از تو تنعم جهان خواهیم

نه کا م دل وراحت جان خواهیم                   هر چیز رضای تست آن خواهیم
  نوشته شده در  84/08/10ساعت 7:28 AM  توسط مينا  | 
 

با سلام خدمت شما عزیزان شهادت حضرت علی علیه السلام را تسلیت عرض می کنم بر همگی شما

.الهی در سر گریستنی دارم دراز و ندانم از حسرت گریم یا از ناز ،گریستن از حسرت نصیب یتیم است و گریستن شمع بهره ناز

  نوشته شده در  84/08/04ساعت 7:33 PM  توسط مينا  | 

 

 سلام

آشنا

جاتا ترا که گفت احوال مامپرس                       بیگانه کرد و قصّه هیچ آشنا مپرس

زانجا که لطف شامل وَخلق کریم تست               جرم نکرده عفو کن و ماجرا مپرس

خواهی که روشنت شود احوال سوز ما              از شمع پرس قصّه زباد هوا مپرس

نقش حقوق خدمت و اخلاص و بندگی               از لوح سینه محو کن و نام ما مپرس

هیچ آگهی ز عالم درویشی اش نبود                  آن کس که با تو گفت که درویش را مپرس

در دفتر طبیب خرد باب عشق نیست                 ای دل به درد خو کن ونام دوا مپرس

ما قصه سکندر و دارا  نخوانده ایم                   از ما بجز حکایت مهر و وفا مپرس    
  نوشته شده در  84/08/02ساعت 8:3 PM  توسط مينا  | 

 

الهی در سر گریستنی دارم دراز و ندانم از حسرت گریم یا از ناز ،

گریستن از حسرت نصیب یتیم است و گریستن شمع بهره ناز

 

سلام خدمت شما عزیزانم

می دونم که شب احیاتون را به خوبی سپری کرده اید

من هم دیشب با معبودم خلوت کردم و خیلی برای شما دعا کردم

         وبرای خودم هم طلب عفو ومغفرت بخاطر تمام ظلم هایی که هم به                                                

خودم و هم در حق دیگران انجام می دهم  

 

آخه میدونید ما آدمها تا حس می کنیم که یکی دوستمون داره دلمون می خواهد

که این رو ثابت کنیم برای همین شروع به اذیت کردنش می کنیم

من هم که مستثنی نیستم برای همین خیلی شرمنده میشوم

خلاصه این شبها ،شبهای طلب عفو ومغفرت دیگه اگر قدرش بدانیم

 

تا در ره عشق او مجرد نشوی         هرگز زخودی خویش بیخود نشوی

دنیا همه بندی است بر درگه او              در بند قبول باش تا رد نشوی

   

  نوشته شده در  84/08/01ساعت 10:1 AM  توسط مينا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM