با سلام اميدوارم كه حالتون خوب بوده و از من نرنجيده باشيد
در راه عشق
اي هد هد صبا به سبا مي فرستمت بنگر كه از كجا به كجا مي فرستمت
حيف است طايري چو تو در خاكدان غم
زينجا به آشيان وفا مي فرستمت
در راه عشق مر حله قرب و بعد نيست
مي بينمت عيان و دعا مي فرستمت
هرصبح وشام غافله اي از دعاي خير
در صحبت شمال و صبا مي فرستمت
تا لشكر غمت نكند ملك دل خراب
جان عزيز خود بنوا مي فرستمت
ساقي بيا كه هاتف غيبم به مژده گفت
با درد صبر كن كه دوا مي فرستمت
اي غايب از نظر كه شدي همنشين دل
مي گويمت دعا و ثنا مي فرستمت
در روي خود تفرج صنع خدا ي كن
كايينه خداي نما مي فرستمت
تا مطربان زشوق منت آگهي دهند
قول وغزل به ساز و نوا مي فرستمت
![]()
![]()
![]()
آنكس عاشق است از جان نترسد ![]()
عاشق از كندوه و زندان نترسد
دل عاشق بود گرگ گرسنه
كه گرگ از هي هي چوپان نتر سد
خوشا آنان كه هر شامان ته بينند
سخن وا ته گرن واته نشينند
خوشا آنانكه واته همنشينند
هميشه با دل خرم نشينند
بود اين رسم عشق عشقبازي
كه گستاخانه آيند و ته بينند
خوشا آنانكه سوداي تو ديرند
كه سر پيوسته در پاي تو ديرند
بدل ديرم تمناي كساني
كه اندر دل تمناي تو ديرند
خو شاآنو نكه از پا سر ندونند
ميان شعله خشك وتر ند ونند
كنشت و كعبه و بتخانه ودير
سرايي خالي از دلبر ندونند
خوشا آنونكه هر از بر ندانند
نه حرفي وانو يسند نه خوانند
چو مجنون رو نهند اندر بيابان
در اين كوها رون آهو چرانند
سرزمين آرزو
دو چشمت سرزمين آرزوي نگاهت داستان آشنايي ست
امان از آن زمان كه قلب عاشق گرفتار يك خزان جدايي ست
تا آخرين نگاه به ياد توام بدان دل هر جه مي كند همه آن براي تو
تا سرزمين سبز تجسم مي آيم و در بين راه عاشق مهتاب مي شوم
تو باوفاترين افق دور ومبهمي يادت كنار ساحل دل تاب مي خورد
تو بردي از ميان سكوتم دل مرا تو معني پاك سرودن حقايقي
تو تا آن لحظه اي كه مي درخشي تمام سرزمين دل بهارست
تو جاده رسيدن قلبي به آسمان من بي تو ذره ذره بدان آب مي شوم
تو در آن سوي مر مر هاي احساس و من در جستو جوي يك بهانه
قلب مرا كه برد ه اي و رفته ام از دست قلب تمام عشق پرستان فداي تو
كه شايد روزي از فصل شگفتن به تو گويم كلامي عاشقانه
هر جه نگاه عاطفه و اشك و شبنم ست با قطرهاي ساكن باران فداي تو
هر قوي تشنه اي كه ترك مي خورددلش از بركه لطيف دست آب مي خورد
هرصبح با صداي تو بيدار مي شوم در قلب من هميشه مي آيد صداي تو
هميشه ساحل دل ها ي عاشق بياد چشم دريا بي قراراست
چه مي شد فكر ماندن بودي اي عشق
برايم وصله تن بودي اي عشق
در اين دنبا كه چيزي سهم من نيست
چه مي شد قسمت منن بودي اي عشق
سلام ![]()
اين هم شعري از خواننده محبوب م شهريار كه شعرهايش من رو كه ديونه مي كنه البته با صداي قشنگ وبا احساسش شما رو نمي دونم ![]()
پرسه
پرسه بزن تو چشم من چشام كه خواب ندارند
براي رد پاي تو هميشه جا مي ذارم
پرسه بزن تو خيال خيال من مال تو ست
قلبم و مي دم كه بشه هديه امسال تو
پرسه بزن تو ياد م كه دل خوشم به يادت
چه كار كنم دل عاشق دل بد جوري مي خوادت
پرسه بزن تو خيال خيال من مال تو ست
قلبم و مي دم كه بشه هديه امسال تو
نگاهت و از من نگير شب بي ستاره ميشه
مهتاب زيرچادر شب بدجوري بي چاره ميشه
بيا كه پل بسته برات دستهاي من گذر كن
ستاره خيال من با من شب وسحر كن
پرسه بزن تو چشم من چشام كه خواب ندارند
براي رد پاي تو هميشه جا مي ذارم
پرسه بزن تو خيال خيال من مال تو ست
قلبم و مي دم كه بشه هديه امسال تو
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|