افسردگي
ميزان افسردگي كه توسط متخصصان بهداشت رواني براي نوجوانان داده مي شود كمتر از جمعيت بزرگسالان است .براي مثال ،برآورد دامنه افسردگي در ميان بيماران روان پزشكي نوجوانان از 3درصد در ميان افراد 10تا 14 ساله ،6درصد در ميان افراد 15 تا 17ساله،10درصد در ميان افراد 18تا 19ساله است .ودر ميان افراد بزرگسال 25تا44ساله تقريبا 14درصداست . از سوي ديگر ،گزارش شده است كه نيمي از بيماران نوجوان ،علائم افسردگي را (غمگيني ،احساس حقارت آه هاي غمبار وافكار يا اقدامات خود كشي)نشان ميدهند .علاوه بر اين ،برآورد شده است كه 35تا40 درصد نمونه هاي غير بيمار نوجوان گزارش مي دهندكه از احساساتي همراه با افسردگي رنج ميبرند.
تعريف افسردگي
خصوصيت اول و عمده افسردگي احساس غمگيني است ،كه از يك نو ميدي خفيف تا احساس ياس ودر ماندگي شديد ممكن است نوسان داشته باشد .اين تغيير خلق نسبتا ثابت و براي روزها و هفته ها يا سالها ،ادامه افسردگي بعنوان يك نشانه در بسياري از بيماريهاي رواني و جسمي و حالت ماتم و سو گواري ممكن است وجود داشته بشد اما تفاوت افسردگي بيمار گونه آن است ،كه عامل آشكار ساز آن نا متناسب است و افسردگي خيلي شديد ودراز مدت مي باشد . افسردگي دراين نوع بيماران تمام جنبه هاي احساسات ،تفكر ،رفتار ،شخصيت و علايق فرد را تحت تاثير قرار مي دهد .همراه افسردكي در جداي از اضطراب كه هميشه وجود دارد كه به صورت بي قرار حركتي بيان مي شود سكايت بيمار پيرامون ناراحتي هاي جسمي يا فقدان نيرو،اختلال در خواب و اشتها وجود دارد .عكسل العملهاي افسردگي را هم ميتوان به سه دسته عمده :خفيف ، حاد، و بهت زدگي تقسيم كرد.
افسردگي خفيف :
در اين حالت شخص به علت كندي فعليت هاي رواني ،حركتي واحساس خستگي قادر به ادامه وظايف خود نمي باشد . غمگين و بي قرار است خواب و خوراك او نا مرتب شده و به شكل از د ست دادن وزن و سؤء هاضمه بروز مي كند ، بيمار تر جيح مي دهد تنها باشد و به آينده بد بين است و احساس در ماندگي و گناه بقدري شديد است كه شخص گاهي دست به خود كشي ميزند
افسردگي حاد
در اين حالت فعاليت جسماني به حداقل خود ميرسد كم غذايي و كم خوابي شدت پيدا مي كند و صحبت كردن مشكل ميگردد.ادراكات و توهمات غير عادي كه از احساس گناه سر چشمه مي گيرد ،بيمار را رنج مي د هد آرزوي مرگ بقدري شدت مي گيرد كه با كو چكترين فرصتي بيمار دست به خود كشي مي زند.
بهت زدگي:
شديد ترين حالت افسردگي است ،كه در اين حالت نه غذايي مي خورد و نه صحبتي مكند در يك حالت بهت زدگي بي حركت مي ماند ،معمولا به هيچ سؤالي جواب نمي دهد ،و گاهي كلماتي كه احساس گناه ،بي ارزشي و نوميدي اورا نشان مي دهند ،زمرمه مي كند در اين حالت وضعيت سلامت او به شدت در معرض تهديد مي باشد .
اميدوارم كه در فرصتهاي بعدي بتوانم اين موضوع را ادامه بدهم البته با كمكهاي بي دريغ شما دوستان عزيزم در پايا ن اين چند بيت شعر را تقديم به همه شما عزيزان مي كنم
گلستان خيال
اي همه شكل تو مطبوع و همه جاي تو خوش
دلم از عشوه شيرين شكر خاي توخوش
همچو گلبرگ طري هست وجود تو لطيف
همچو سرو چمن خلد سرا پاي توخوش
شيوه ناز تو شيرين خط و خال تو مليح
چشم وابروي تو زيبا قد وبالاي توخوش
هم گلستان خيالم ز تو پر نقش ونگار
هم مشام دلم از زلف سمن ساي توخوش
در ره عشق كه از سيل بلا نيست گذار كرده ام
خاطر خود را به تمناي توخوش
پيش چشم تو بميرم كه بدان بيماري مي كند
درد مرا از رخ زيباي توخوش
من قصد دارم در روزهای اینده در مورد افسردگی براتون مطالبی بنویسم
به نظر شما این مطلب خوبی می تواند با شد یا نه لطفا نظر خودتون رو به من هم بگویید .
تعریف افسردگی وانواع ان تاثیر نگرش مذهب در کاهش میزان افسردگی
درمان افسردگی
پرورش نوجوان به منظور رفع افسردگی انان
نوشته سده توسط مینا
چگونه فراموشت كنم
چگونه فراموشت كنم تورا ،كه از خرابه هاي بي كسي به قصر سپيد عشق هدابتم كردي .
عاشقي بي قرار ويار ي با وفا براي خوبش ساختي .
آهو بره اي شدي كه دوستي گرگ را پذيرفتي .
وبراي اشكهاي او شانهايت را لرزلني داشتي .
وبا صداقت عاشقانه ات دلش را به دست آوردي .
چگونه فرامشت كنم تو را كه سالنا در خيالم سايهات را مي ديدم .
وطپش قليبت را حسس مي كردم و به جستجوي يافتن به در گاه پروردگارم دعا مي كردم ،كه خدايا پس كي او را خواهم يافت.
چگونه فراموشت كنم تورا ،
كه همزمان با تولدت در قلبم همه را فراموش كدم .
براي تمامي اسمها بيگانه شده ند و همه خاطرات مرده اند.
دستم رابه تو مي دهم،قلبم را به تو ميدهم ،فكرم را نيز به تو مي دهم ،بازوانم را به تو مي بخشم ،ونگاهم از آن توست ،به شانهايم كه نپرس .ديگر با من غريبه اند وتمامي لحظات تو را مي خواهند وبراي عطر نفسهابت دلتنگي مي كنند.
چگونه فراموشت كنم تورا.
كه قلم سبزم را به تو هديه كردم كه حتي نوشته هايت هم رنگ نوشته هايم باشد . پيشترها سبزرانميشناختم بهتر بگويم با سبز رفاقتي نداشتم . سبزرا با تو شناختم و دلم ميخواهد باياد تو هميشه سبز بنويسم . دلت را به من بده ،فكرت به من بده ،سرات را روي شانهايم بگذار .
وبگذار عطر كلماتت را ميان هم قسمت كنيم:
نام من عشق است
میشناسیدم؟
زخمی ام زخمی سر پا
می شناسیدم؟
با شما طی کرده ام راه درازی را
خسته ام خسته
می شناسیدم؟
این زمالن گر چه ابری پوشانیده است رویم
من همان خورشید تابانم
می شناسیدم ؟
این چنین بیگانه از من رو مگر دانید
در کف فرهاد تیشه من نهادم من
من شکستم بی ستون را من
من همان مهربان سالهای دورم
رفته ام از یادتان یا
میشناسیدم؟
نام من عشق است
میشناشیدم ؟
هميشه دلم مي خواست زندگي پر باري داشته باشم و براي خودم و ديگران مفيد باشم
امروز كه سر كلاس اينترنت نشستم اصلا استاد حيرريان محلامان نگذاشت وما روتحويل نگرفت من هم اومدم سراغ شما تا شايد اينجوري مشغول شو م
خلاصهچي بگم كه ديگه وقت كلاس تمومه ومن هم بايد بروم
از اينكه به من اين اجازه رو داديد ممنونم
به نام آنكه دل را آشيانه دوست داشتن
و قلب را محراب عشق قرار داد
بگذار بدرقه كنم آخرين نگاهت را و واپسين لبخندت را .....
آنروز كه نگاهم به نگاهت افتاد آرام وقرار از من آواره برد .با اولين ديدار دردل
گروت بنهادم و درجام محبت تو اسير شدم تا اينك كه اسيرم و به اسارت خود نازم. اگر خود يا ديگران از من سوال كنيد كه چرا و به چه سان دوستت دارم باور كن نمي دانم .
جز اينكه ذره ذره وجودم لبريز از عشق پاك و بيآلايش توست .مهربانم مهربانم.
از اينكه.از اينكه.اجازه فرمودي و دريچه ق5لبت را نرويم گسودي صميمانه سپاسگذارم و تشكرات قلبيم را نثارت مي دارم.
اي قطره اشك بريز تا كلمه خداحافظي را
بشويي
ماه من
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آيد گفتم كه ماه من شو گفتا اگر برآيد
گفتم ز مهر رويان رسم وفا بياموز گفتازخوب رويان اين كار كمتر آيد
گفتم كه بر خيالت راه نظر ببند م گفتاكه بشروست اوازراه ديگر آيد
گفتم كه بوي زلفت گمراه عالمم كرد گفتا اگر بداني هم اوت رهبر آيد
گفتم خوشا هوايي كزبادصبح خيزد گفتا خنك نسيمي كز كوي دلبر آيد
گفتم كه نوش لعلت مارابا آرزو كشت گفتاتو بندگي كن كوبنده پرور آيد
گفتم دل رحيمت كي عزم صلح دارد گفتا مگو با كس تاوقت آن برآيد
گفتم زمان عشرت ديدي كه چون سر آمد گفتاخموش حافظ كاين غصه هم سرآيد
آهنگ عشق ودوستي
عالم از ناله عشاق مبادا خالي كه خوش اهنگ وفرح بخش هوايي دارد
مطرب عشق عجب ساز ونوايي دارد نقش هر نغمه كه زد راه به جايي دارد
اشك خونين بنمودم بطبيبان گفتند درد عشقت وجگر سوزدوايي دارد
ستم ازغمزه مياموز كه در مذهب عشق هر عمل اجري و هركرده جزايي دارد
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|